شده ، و تحديد دوّم براى ممسوح است ، يعنى پاى مسح شده ، و تحديد براى فعل غسل ( به فتح غين ) و فعل مسح نيست ، يعنى خود عمل شستن و مسح كشيدن تحديد نشده است كه از كجا آغاز شود ، و به كجا پايان يابد ، حدود دست شسته ، و پاى مسح شده ، معين گرديده و آيه به آغاز و پايان آن شستن و مسح نظر ندارد ، و اين مثل آن است كه كسى به باغبانش بگويد : اين زمينها بايد تا آخرشان درختكارى شوند ، يا به خدمتكارش بگويد : اين سالن تا آخر بايد شست و شو و فرش شود ، و مراد آن نيست كه درختكارى زمين و فرش كردن سالن از اين جلو آغاز شود و به آن آخر پايان پذيرد ، بلكه مراد آن است كه تمام زمين ، درختكارى و تمام سالن ، فرش شود ، از هر جا شروع شود ، و به هر جا خاتمه پيدا كند مسألهاى نيست ، و در هر حال كار انجام شده ، و دستور ، فرمانبردارى گرديده است .
تحديدها در آيهء وضو همين نوع از تحديد است ، كه در اصطلاح فقها گفته مىشود ، تحديد در مغسول و ممسوح است ، نه تحديد در غسل و مسح ، بنابراين ، آيه ، دلالت ندارد بر اينكه از كجا شروع به شستن دستها ، و مسح كشيدن بر پاها كنند ، و به كجا شستن و مسح كشيدن را پايان دهند ، صرفاً آيه ، متكفّل بيان اين نكته است كه اين مقدار از دستها و اين قدر از پاها بايد شسته و مسح شوند . بعد از ذكر اين مقدّمه گوييم :
ملّامحسن فيض در مفاتيح الشرايع اشاره به همين مسأله دارد ، آنجا كه مىگويد :
دو تحديد آيه ، براى مغسول و ممسوح است نه براى غسل و مسح . سپس گويد اين قدر متيقّن « 1 » است ، و به جهت روايت ، و به جهت جواز عكس آن ( اشاره به اينكه آيهء مزبور به عقيده اهل سنّت ظهور در آن دارد كه مرافق ، انتهاى غسل است ، در حالى كه عكس آن هم جايز است ، از نظر آنان ) به خاطر دلالت صحيحهها كه در مورد دستها ، جواز عكس ،
هامش
( 1 ) معنى قدر متيقّن كه فيض بدان اشاره كرده است ، در كلمات سيّد مرتضى كه دنباله همين بحث آمدهتوضيح داده شده است .