سپس گويد :
در هر حال شيعه ، مختص به اين نظر است و اين نظر به شيعه اختصاص دارد كه شستن از مرافق ، مستحب است ، ولى بقيهء ( فقهاى اهل سنّت ) گويند : مكلّف ، مخيّر است ميان اينكه شستن دستها را از سر انگشتان آغاز كند و ميان اينكه از آرنجها آغاز كند .
و آنگاه سيّد مرتضى مىافزايد :
دليل بر درستى مذهب من در اين مسأله ، علاوه بر اجماعى كه آن را يادآور شدهايم اين است كه « 1 » : هر گاه مُحدث بودن ، يقينى باشد ، جز با امر يقينى بر طرف نمىشود ، و آنچه يقيناً حدث را زايل مىكند ، احوط و اولى است از آنچه چنين صفتى را دارا نيست ، و ما مىدانيم كه هر گاه دستها از آرنجها به پايين شسته شوند ، حدث را به اجماع ( شيعه و اهل سنّت ) بر طرف مىسازد و چنين نيست هرگاه دستها از سر انگشتها شسته شوند ، پس آنچه را ما مىگوييم به احتياط نزديكتر است ، و سپس اضافه مىكند : ما در مسائل خلاف ، و در جواب مسائل مردم موصل گفتهايم : استدلال اهل سنّت به قول خداى تعالى
« إِلَى الْمَرافِقِ »
باطل است ، و اينكه آنان مىگويند : خداوند
« إِلَى الْمَرافِقِ »
را نهايت براى ابتدا كردن به سرانگشتان قرار داده است ، باطل است . و در آنجا گفتهايم : لفظ « الى » گاهى به معنى غايت و پايان و گاهى به معنى « مع » يعنى « با » است و اين لفظ در آن هر دو معنى ، حقيقت است « 2 » و از قول خداى تعالى شاهد آوردهايم آنجا كه فرمايد : و لا تأكلوا اموالهم الى اموالكم ( يعنى مع اموالكم ) و نيز مىفرمايد : من انصارى الى اللَّه يعنى « مع اللَّه » و در محاورات زبان عربى گفته مىشود : ولى فلان الكوفة الى البصره ، يعنى
هامش
( 1 ) اين تفصيل قول فيض است كه گفته بود : اين قدر متيقن است .
( 2 ) در تفسير مجمع البيان از قول واحدى نقل شده است كه اكثر نحويين « الى » را در اينجا به معنى « مع » گرفتهاند و از اين رو شستن آرنجها را در وضو واجب مىدانند و اين مذهب اكثر فقها است ( مجمع 3 - 4 ، ص 164 ) .