انجام مىدهيم ، و الفاظ آن را به زبان جارى سازيم و معانى اين الفاظ را در قلب بگردانيم قطعاً اين نماز ما نماز صحيح نخواهد بود زيرا قصد قربت ، وجود ندارد ، پس آنچه در نيّت ، معتبراست جز همين معنى راسخ در نفس كه انگيزه براى اتيان عبادت مىشود نيست و اين امرى است كه از انسان عاقل و متوجّه بر انجام دادن عبادت ، جدا شدنى نيست چنان كه افعال اختيارى او بدون قصد ، انجام نمىپذيرد ، و بدين جهت است كه بعضى از فضلا گفتهاند : اگر خدا مردم را به اتيان عبادت بدون نيّت ، تكليف كند ، اين تكليف ما لا يطاق است و نيز بدين جهت است كه علماى متقدم از اصحاب ما در كتب فقهى خود نيّت را اصلًا ذكر نكردهاند بلكه مثلًا در باب وضو گفتهاند : اوّلين واجب در وضو شستن صورت است ، و اوّلين واجب نماز تكبيرةالاحرام است ، چنان كه شهيد در كتاب ذكرى گفته است ، و وجه آن اين است كه قدر معتبر از نيّت ، امرى است كه انفكاك از آن براى مكلّف ، ممكن نيست ، و مازاد برآن هم واجب نيست .
مؤلّف مدارك گفته است : چيزى كه مؤيّد اين مسأله است اين است كه نيّت در هيچ يك از عبادات ، به خصوص نيامده بلكه اخبار وارد در كيفيت وضوى حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و غسل آن حضرت و تيمّم آن حضرت ، خالى از ذكر نيّت است .
همچنين روايتى كه متضمّن تعليم دادن حضرت امام صادق عليه السلام به حمّاد است ، ذكر نيّت نينامده و در آن روايت كه تعليم نماز است آمده است . حضرت ايستاد رو به قبله و با خشوع قلب گفت : اللَّه اكبر و در آن گفته نشده كه حضرت نيّت كرد يا به آن تلفظ كرد يا جز اينها از خرافات پديد آمده . . .
و اين ، مطلب را بيشتر روشن مىكند كه فرقى نيست بين طهارتى كه در آن نيّت ، واجب است با طهارتى كه در آن نيّت ، واجب نيست در اينكه بايد ازالهء نجاست بشود اجماعاًو اخبار مسأله ، اين بيان و تفصيلى را ( كه فقها مىگويند ) ندارد . . .
با توجّه به آنچه گذشت گوييم : آنچه را متأخّرين درباره نيّت گفتهاند مبنى بر اينكه بايد حقيقت فعل عبادى را مقارن با آغاز فعل آن در قلب خطور دهند نيازمند به دليل است ، با آنكه فعل مزبور از اجزاى گوناگونى مركب شده است ، اگر مىخواهند بگويند بايد در نيّت همهء اجزاء به طور مفصل در يك دفعه در قلب
آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: عليرضا فيض
ص٦٢