تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
حاضر و خطور داده شود ، و قصد به واقع ساختن و انجام دادن آن شود اين محال و تكليف ما لا يطاق است و اگر مىگويند اين اجزاء تدريجاً حضور قلبى پيدا كنند و سپس قصد به سوى آن معطوف گردد ، در اين صورت فعل منوى ، در هنگام قصد تماماًحضور نيافته و پيش از قصد ، حاضر ساختن آن در قلب فايده ندارد . . . و به هر حال مراد آنان براى مادانسته نيست و نمىدانيم چه علّتى باعث شده است كه ايشان چنين چيزى را در نيّت شرط كنند كه مردم را به تنگنا مىاندازد ، و موجب وسواس آنان مىشود ، و هيچ دليلى از عقل و شاهدى از نقل آن را تأييد نمىكند ، بلكه دليل عقلى و نقلى بر خلاف آن گواهى مىدهند ، چنان كه با مراجعهء به وجدان و پىجويى در احاديث و قرآن اين نكته روشن مىشود . سپس فيض از شهيد انتقاد كرده و گويد : تعجب مىكنم كه شهيد اوّل گاه اعتراف مىكند كه قدر معتبر از نيّت ، امرى است كه ممكن نيست از انسان مختار ، جدا شدنى باشد و افزون بر آن قدرهم واجب نيست ، و گاه ديگر بر مردم تنگ گرفته و واجب دانسته است كه نماز نيّت شده را در حال تكبيرةالاحرام تماماً در قلب حاضر سازند . و معلوم است كه مراد شهيد استدامهء حكمى نيّت نيست زيرا استدامهء حكمى تا پايان نماز به اجماع واجب است . . . استدامهء حكمى در برابر استدامه حقيقى قرار دارد و بدين معنى است كه مكلّف در حال عبادت نيّتى نكند كه با نيّت اوّل او كه انجام دادن عبادت است منافات داشته باشد . اين نكته را نيز ناگفته نگذاريم كه متأخّرين مىگويند : نيّت معتبر در عبادت ، وجود انگيزه و داعى است بر آن عبادت . انگيزه ، عاملى است كه انسان را به انجام دادن عمل مىخواند ، به گونه‌اى كه هر وقت از وى بپرسند كه چه كارى انجام مىدهد و براى چه آن را انجام مىدهد بگويد عبادت را ، براى خدا و امتثال امر او و اين انگيزه از آغاز اتيان عمل عبادى تا پايان حقيقتاً وجود دارد .