از حضرت ابوجعفر عليه السلام پرسيدم : كسب زنان آوازه خوان چه صورت دارد ؟ فرمود : آن زنانى كه مردان ( بيگانه ) بر آنها وارد مىشوند كسب و كارشان حرام است ، و آن زنان خواننده كه به مجالس عروسى دعوت مىشوند ، اشكالى در كاسبى آنان نيست « 1 » .
چند روايت ديگر به همين مضمون ، و نزديك به آن ، وجود دارد . و جالب توجّه ، اين است كه همهء آنها دربارهء زنان خواننده است و دربارهء مردان خواننده نيست ، و همين مطلب و نيز تفصيلى كه در اين روايت آمده است نظر و فتواى ملّامحسن فيض راتأييد مىكند .
2 - ابراهيم بن ابوالبلاد گويد : اسحاق بن عمر را كنيزانى بودند خواننده ، وى وصيّت كرد كه به هنگام مرگش ، آن كنيزان را به فروش رسانيده و بهاى آنان رانزد حضرت ابوالحسن عليه السلام ببرم . ابراهيم گويد : آنان را به سيصد هزار درهم فروختم ، و اين مبلغ نزد آن امام بردم . و به حضرتش گفتم : يكى از دوستان شما ، به نام اسحاق بن عمر وصيّت كرد كه كنيزان خوانندهء او را بفروشم و بهاى آن را نزد شما بياورم و من اين كار كردم ، و اين سيصد هزار درهم بهاى آنهاست ( كه تقديم مىشود ) حضرت فرمود : من نيازى به آن ندارم ، اين سُحت ، و حرام است ، آموختن به آنان ، كفر ، شنيدن آواز آنان ، نفاق ، و بهاى آنان حرام است . « 2 »
3 - ابوبصير گويد :
از حضرت ابو عبداللَّه عليه السلام پرسيدم دربارهء اين سخن خداى تعالى :
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ ،
و
اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
، فرمود : آن ، غنا است . « 3 »
ملّامحسن فيض ذيل اين روايت ، زير عنوان « بيان » گويد : زور عبارت است از باطل و بيهوده ، كذب ، تهمت ، چنان كه در نهاية آمده است ، و نيز به معنى شرك به خداى تعالى ، و مجلس غنا است چنان كه در قاموس آمده است ، و مبناى حديث مزبور يا بر معنى اوّل است ، يا معنى اخير .
4 - ابن يقطين گويد :
هامش
( 1 ) وافى ، جلد سوّم ص 32 .
( 2 ) همان مأخذ و جلد ، صفحهء 33 .
( 3 ) - همان كتاب و همان جلد و همان صفحه .