بيهوده بود ، و با ملاهى از قبيل نواختن عود و ناى ( دف و چنگ ) توأم بود ، و به طور كلى مىتوان گفت : غنا كه مشتمل بر فعل حرام باشد ، حرام است ، چنان كه در يكى از روايات آمده بود : ليست بالتى تدخل عليها الرجال ، يعنى زنى كه در مراسم عروسى آواز مىخواند ، از آن زنان خنياگرى نيست كه مردان بر او وارد مىشوند .
و سپس فيض به سخنان خود چنين افزوده است :
مگر آنكه گفته شود : بعضى كارها اگرچه مباح باشد لايق شأن افراد صاحب مروت نيست . بنابراين ، براى آنان سزاوار نيست ، مگر آنچه مشتمل بر غرض و هدف درستى باشد ، از آنچه كه روايت معتبر « 1 » بدان اذن داده ، بلكه امر كرده است .
و در حديث آمده است كه على بن حسين ، امام سجاد عليه السلام قرآن را به گونهاى تلاوت مىكرد كه شنونده از آواز خوش او بى هوش مىشد ، و عقل از سرش مىپريد . و در روايت ديگرى است كه مردى از امام عليه السلام دربارهء خريد كنيز خوش آوازى سؤال كرد ، امام فرمود اشكالى ندارد ، اگر او را بخرى و ترا به ياد بهشت بيندازد « 2 » .
و در بعضى از روايات آمده است كه : قرآن را به آواز خوش و با ترجيع ، تلاوت كن كه خدا دوست مىدارد آواز نيكويى كه در آن ترجيع باشد « 3 » . و رواياتى ديگر از اين قبيل .
فيض در كتاب مستطاب وافى « 4 » همه روايات مربوط به غنا را ذكر كرده و در آخر آنها در ضمن عنوان « بيان » نظر خود را آورده است ، اينك برخى از آن روايات را انتخاب كرده و ترجمهء آن را از نظر دانش پژوهان گرامى مىگذرانيم ، سپس ترجمهء خلاصهاى از بيان او كه مشابه نظرى است كه در مفاتيحالشرايع آمده است ، در آخر اين بخش اضافه مىشود :
1 - ابو بصير گويد :
هامش
( 1 ) وسايل الشيعه : ج 4 ، ص 859 .
( 2 ) - وسائل الشيعه : ج 12 ، ص 86 .
( 3 ) وسائل الشيعه : ج 4 ، ص 859 .
( 4 ) جزء دهم ، ج 3 ، ص 32 - 33 .