و در كتاب مغنى گويد : صحيح اين است كه آن حديث قول خود ابن مسعود است .
بعضى ديگر از فقهاى حنفى و حنبلى ، و مالكى گويند : غنا كه توأم با ابزار موسيقى نباشد مباح است بدون كراهت .
شافعيّه گويند : غناى بدون آلات طربانگيز موسيقى كراهت دارد . و شنيدن آن نيز كراهت دارد . و به روايتى استناد كردهاند كه عايشه گفت ، هنگامى كه دو زن خنياگر نزد من بودند كه مىخواندند پدرم ابوبكر وارد شد و گفت : ناى ( آواز ) شيطان در خانهء رسول خدا صلى الله عليه و آله ؟ ! و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ايّام عيد است ، آنها را واگذاريد .
و غزالى در بعضى از كتابهاى خود نقل اجماع كرده است بر اينكه غناى بدون آلت موسيقى ، حلال است . « 1 »
و چون فيض علاقهء وافرى به مطالعه و خواندن كتابهاى غزالى داشته ، و به خصوص در علم اخلاق و عرفان تحت تأثير امام غزالى بوده است ، مناسبت اقتضاء آن دارد كه نظر غزالى در اينجا آورده شود كه با عباراتى دلنشين در كيمياى سعادت آمده است :
مسألهء غنا ، موجب پيدايش مناقشات طولانى در ميان علماى دينى و صوفيان و عارفان نيز شده است .
غزالى بنابر اهميّت اين مسأله ، يك قسمت از كتاب « احياء علوم الدين » خود را زير عنوان « كتاب سماع » به اين موضوع اختصاص داده است .
غزالى در آنجا نخست به طور خلاصه از تأثير فراوان سماع ، در روح انسان ، بحث كرده و پس از آن گفته است : سماع در دل انسان آن چنان وجْدى ايجاد مىكند ، كه اعضاى بدن را به حركت در مىآورد . گاهى اين حركات ، موزون ، و گاهى ناموزون هستند . او حركات هم آهنگ راتصفيق ، و رقص ، و نوع ديگر را اضطراب ناميده است .
هامش
( 1 ) المغنى ، ابن قدامه ، ج 9 ، ص 175 .