طبرسى آنگاه گويد : بنابراين ، هر چيزى كه انسان را از راه خدا ، باز دارد ، و از طاعت خدا ، جلوگيرى كند ، از قبيل كارها و سخنان بيهوده ، نواختن نى و دف و چنگ ، و استهزاء كردن به قرآن ، و لغو گوئى دربارهء قرآن ، و تُرهات و سخنان دروغ و افسانههاى بازدارندهء از قرآن ، همه لهوالحديث هستند .
2 .
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ ،
وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
« 1 »
.
ترجمه از مجمع البيان : پس بپرهيزيد از پليدى بتها ، و بپرهيزيد از سخن دروغ .
طبرسى گويد « 2 » : قول الزور يعنى دروغ ، و گفتهاند : قول زور ، اين لبيك گفتن مشركين است كه مىگويند : لبيك ، لا شريك لك ، الا شريكاً هو لك ، تملكه و ما ملك ، و اصحاب ، روايت كردهاند كه غنا ، و ساير سخنان بيهودهاى كه انسان را از ياد خدا بيرون برند ، از مصاديق زور هستند . و روايت شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى ايراد كردن خطبه ، به پا خاست و فرمود : در اين آيه ، شهادت زور ، عِدْل و قرين شرك به خدا ، قرار گرفته است ، سپس طبرسى گويد : مراد ، آن است كه خداوند در اين آيه ، جمع كرده است بين نهى كردن از شرك به او ، و بين نهى كردن از شهادت دادن به دروغ و بهتان .
بر اساس اين تفسير ، غنا بر فرض ، حرام باشد عبارت از غناى به ملاهى و اباطيل و ترهات و سخنان بيهودهاى است كه انسان را از ياد خدا بيرون برد ، و گرنه هر نوع غنا حرام نيست .
آنگاه ملّامحسن فيض پس از بيان قول مشهور چنين ادامه مىدهد : من مىگويم :
آنچه از مجموع اخبار وارد دربارهء غنا ظاهر مىشود ، و جمع بين اخبار ، مقتضى آن است كه حرام بودن غنا ، و آنچه مربوط به غنا است ، از مزد دادن ، ياد دادن ، گوش دادن و شنيدن ، فروختن ، و خريدن ، همهء اينها اختصاص دارد به آنچه در زمان بنىاميّه ، متداول و متعارف بوده است ، كه مردان بر زنان ( خنياگر ) وارد مىشدند ( و با هم اختلاط و آميزش داشتند ) و آواز آنان را گوش مىدادند و آواز آنان مشتمل بر اباطيل و سخنان
هامش
( 1 ) سوره حج ، بخشى از آيهء 30 .
( 2 ) مجمع البيان : ج 7 - 8 سورهء حج ص 82 .