كه در قرآن مجيد خمر را رجس ناميده است ، و با جملهء
« فَاجْتَنِبُوهُ »
دستور پرهيز كردن از خمر را صادر كرده است به علاوه آن اخبار ( دالّ بر طهارت ) با اخبار معتبر و مشهور ديگرى كه دلالت بر نجاست دارند ، معارض هستند .
اين سخن شيخ طوسى بود . فيض دربارهء سخن او چنين اظهار نظر مىكند :
امّا در مورد تقيّه اگر گفته شود اكثر علماى اهل سنّت قائل به نجاست خمر هستند ، و شمار كمى از آنان به طهارت آن گرايش پيدا كردهاند كه نه خود آنان قابل اعتنا هستند و نه فتواى آنان پس چگونه مىتوان گفت قول به طهارت خمر براى تقيّه بوده است .
بعضى به اين ايراد چنين پاسخ دادهاند :
تقيّه منحصر در آن نيست كه كسى قولى را كه موافق با قول علماى اهل سنّت است اظهار بدارد . بلكه گاه انگيرهء تقيّه به خاطر اصرار و علاقهء شديد حكّام و سلاطين نادان آنان است بر اين امر ( كه به شدّت به نوشيدن مسكرات ولع و حرص داشتند ) در اين صورت ممكن نيست انسان چيزى را اشاعه دهد كه مايهء زشتى و ناپسندى كار آنان ( يعنى آن سلاطين ) گردد و اين مورد نيز از همين موارد است . زيرا اكثر اميران و خلفاى بنى اميّه ، و بنى عبّاس در شرابخوارى و ميگسارى حريص بودهاند و از مباشرت با مُسكرات پرهيز نداشتهاند ، بلكه گفته شده است كه بعضى از آنان در حال مستى امامت جماعت مىكردهاند تا چه رسد به اينكه جامهء آنان شراب آلوده باشد !
سپس فيض اضافه مىكند :
اين احتمال وجود دارد كه رجس در آيه به معنى اثم و گناه ، كار زشت ، و آنچه پليد و قيبح است باشد يا آنچه منجر به عقاب و كيفر شود ، تمام اين معانى در لغت ، براى رجس آمده است چنان كه رجس بمعنى نجس عرفى نيز آمده است ، و اينكه در آيهء مزبور مَيْسَر و انصاب و ازلام به خمر عطف شدهاند همين معنى محتمل ، تأييد مىشود و مراد از امر به اجتناب ( در