يكايك نقل مىكند .
و آنگاه از روش ناهماهنگ شيخ صدوق ، اظهار شگفتى مىكند كه در كتاب فقيه گفته است : نماز خواندن در جامهء خمر آلود جايز است ، ولى نماز خواندن در خانهاى كه در آن ، خمر است ، جايز نيست ، و اين شايد به خاطر روايت باشد . و گفته است بايد جميع آب چاه را بكشند ، اگر خمر در آن ريخته باشد ، و اين شايد به جهت تعبّد باشد ، و به خاطر شدّت حرمت آن باشد .
ملّامحسن فيض گويد : « 1 »
اگر بخواهند روايات دالّ بر طهارت خمر را حمل بر تقيّه كنند ( چنان كه حمل كردهاند ) اولى نيست از حمل بر تقيّه كردن روايات دالّ بر حرمت .
( يعنى هيچ يك از اين دو دسته روايات بر يكديگر اولويت ندارد كه حمل بر تقيّه شود ) زيرا اكثر عامه قائل به نجاست خمر هستند ولى حاكمان و سلاطين آنان به آشاميدن مشروبات ، مولع و حريص بودهاند كه احياناً اقتضاء كرده است كه فتوا به طهارت خمر بدهند ، از اين رو تقيّهها با هم معارض هستند ، البته مىشود امر به شستنِ ملاقى با خمر را حمل بر استحباب كرد تا معارضه با روايات دالّ بر طهارت پيدا نكند .
سپس فيض گويد :
ما بر طبق فتواى مشهور فقها عمل مىكنيم كه به احتياط نزديكتر بلكه ظاهرتر و قوىتر است .
فيض در كتاب وافى جملهاى از روايات دالّ بر طهارت خمر را آورده كه ضمن ايراد نظرات محقّق سبزوارى در دنبالهء همين بحث به پارهاى از آن روايات مرورى خواهيم داشت .
ملامحسن فيض در كتاب وافى در ضمن يك « بيان » گويد :
شيخ در كتاب تهذيب و استبصار اين اخبار ( دالّ بر طهارت مسكرات ) را بر تقيّه حمل كرده است زيرا به عقيدهء او مخالف قول خداى تعالى است
هامش
( 1 ) مفاتيح الشرايع : ج 1 ، مفتاح 10 ، ص 72 .