محقّق سبزوارى گويد :
اين روايت را مىتوان صحيح دانست و به روايات صحيح ملحق كرد ، و آنگاه پس از نقل چندين روايت ديگر به همين مضامين دربارهء طهارت خمر گويد : ممكن است اين روايات را تأويل كنند ، و آنها را حمل بر تقيّه نمايند از جهت آنكه اكثر حكّام اموى و عبّاسى كه در زمان امامان ما فرمانروائى داشتهاند به شرب خمر ، حرص و ولعى تمام ، نشان مىدادند و بعيد نيست كه آن فرمانروايان گمان به طهارت خمر داشتهاند ، و از اين رو ائمّه هُدى تقيّه كردهاند ، و در شرائط تقيّه ، چنين احاديثى از آنان صادر شده است .
گر چه فتواى مشهور اهل سنّت چنين نباشد .
سپس سبزوارى چنين ادامه داده است :
تحقيق در اين مسأله اقتضاء مىكند كه بگوئيم :
ترجيح دادن اخبار دالّ بر طهارت خمر امكان دارد زيرا مشتمل بر اخبار صحيح بسيارى است كه دلالت آنها بر طهارت خمر دلالتى روشن است ، و بعيد به نظر مىرسد كه آنها را تأويل كنيم و بر تقيّه حمل نمائيم . زيرا قول به طهارت ، در نزد عامهء اهل سنّت ، قول مشهورى نبوده و مذهب مشاهير علماى آنان به شمار نمىرفته است ، و اگر حكّام اموى و عبّاسى به اين درجه كه گفته شده در طهارت آن پافشارى داشتهاند ، پس بايد اكابر و مشاهير فقهاى آنان تحت تأثير نفوذ آن حكّام ، يا از ترس و تقيّه ، به طهارت خمر ، فتوا داده باشند .
بلكه ظاهرتر اين است كه خلفاى بنى اميّه و بنى عبّاس كه معاصر با حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام بودهاند به شرب خمر و نبيذ تظاهر نمىكردند ، بل پنهانى به باده خوارى دست مىزند .
با آنكه حمل كردن روايات دالّ بر طهارت خمر بر تقيّه در قوّه آن است كه روايات نامبرده شده را طرح كرده و از درجهء اعتبار ساقط سازيم ، و دست زدن به چنين كارى جز به هنگام ضرورت ، جايز نيست .
آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: عليرضا فيض
ص١٨١