شرعى و آنچه از معنى رجس از اين آيه فهميده مىشود چيزى است كه استعمال و به كار بردن آن فى الجمله حرام است ، زيرا رجس ، خبر انصاب و ازلام نيز هست ، در حالى كه انصاب و ازلام به اجماع همه ، نجس نيستند و در تفسير كشّاف آمده است در إِنّما الخمر مضاف حذف شده و بدين گونه است : إِنّما تعاطى الخمر و الميسر و . . . رجس ، يعنى استعمال آنها ، رجس است . ( و ربطى به نجاست ندارد ) و من عمل الشيطان نيز مُشعر بر همان معنى است ، و اينكه گويند عموم اجتناب ( در همهء وجوه آن ) دلالت بر نجاست هم دارد ، روشن نيست .
چنان كه در انصاب و ازلام دلالتى بر نجاست ندارد ، و آنچه در مورد خمر ، رجس است ، به ذهن انسان متبادر مىشود ، شرب آن است . ( بر پايه تناسب حكم و موضوع آن ) ، چنان كه در آيهء تحريم امّهات ، نكاح است .
ثالثاً در ميان اخبار خبرى كه شايستگى براى استدلال بر نجاست خمر داشته باشد فقط مكاتبهء ابن مهزيار است و دلالت آن بر نجاست شراب صريح نيست ، و در آن اجمالى وجود دارد ، زيرا قول ابو عبد اللَّه ، با قول ابو جعفر ( در روايت اوّل ) نيز بود ، و همين ، مسأله را دچار ابهام و اجمال مىكند . و مشافهه از مكاتبه بهتر است .
و امّا دليلهائى كه مىتوان براى طهارت خمر به آنها استناد كرد عبارتند از :
1 - اصل ، ( اصل اباحهء اشياء )
2 - استصحاب ( استصحاب حكم طهارت كه قبلًا به آن ، يقين داشتهايم )
3 - قاعدهء معروف : كل شىء طاهر حتّى تعلم انّه نجس ، همه چيز پاك است مگر علم به نجاست آن داشته باشى .
4 - فتواى اكثر فقها كه در نجاست ، ظن به آن كافى نيست . مگر به وسيلهء دليل شرعى باشد ، كه برهان بر پذيرفتن آن ، وجود داشته باشد مثل گواهى دادن دو گواه عادل .
5 - اخبار بسيارى كه بر طهارت خمر ، دلالت دارند .
محقّق اردبيلى در اينجا روايات بسيارى را كه دلالت بر پاكى خمر و نبيذ دارند ،
آراء فقهى ملامحسن فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: عليرضا فيض
ص١٧٦