تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
الْقَهَّارِ »
« 1 » ؛ كانّ كه در رحم بود ، متولد شد ، يا در خواب بود ، بيدار گشت ؛
« فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
« 2 » . « النَّوْمُ أَخُو الْمَوْتِ » « 3 » « كَمَا تَنَامُونَ تَمُوتُونَ وَ كَمَا تَسْتَيْقِظُونَ تُبْعَثُونَ » « 4 » .
اين جان و تنت كه هست شمشير و غلاف * آن روز بود غلافش از جوهر تيغ « 5 »
و ما مىدانيم كه در اين نشئه نيز بدنى با ما هست از جنس روح كه كارفرماى اين بدن ظاهر است و بدن ظاهر به منزلهء پوست و غلاف آن بدن است .
زنهار مشو غره كه دستى دارى * كين دست تو آستين دست دگرى « 6 » است
نمىبينى كه در خواب مىگويى و مىشنوى و مىبينى و مىروى و مىآيى و اين اعضا و قواى ظاهر تو همه ساكن و معطل است ؟ و در كتاب « كافى » منقول است كه حضرت امام موسى كاظم عليه السلام فرمود كه در ازمنهء سابقه رؤيا نبود تا آن‌كه جماعتى تكذيب پيغمبر خود نمودند در امر بعث و قيامت ، پس حق‌تعالى خواب را آفريد تا بر
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « و ظاهر و پيدا شدند از براى يگانهء غالب » . ابراهيم ، آيهء 48 . ( 2 ) . ناگاه خلايق همه ( از خوابِ مرگ ) بر خيزند و نظارهء ( واقعهء محشر ) كنند ؛ سورهء زمر ، آيهء 68 . ( 3 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « خواب برادر مرگ است » . از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم : عوالى اللآلى ، ج 4 ، ص 73 ، ح 47 . ( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « همچنين كه مىخوابيد مىميريد و همچنين كه بيدار مىشويد مبعوث مىشويد » . اقتباس از روايت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم : مناقب ، ج 1 ، ص 46 ؛ بحارالأنوار ، ج 18 ، ص 197 . ( 5 ) . اين بيت در متن نسخهء « ق » و « خ » نيامده و در حاشيه آمده است : قال بعض المحققين :گويم سخنى ز حشر چون برق از ميغ * بشنو كه ندارم از تو اين نكته دريغ اين جان و تنت كه هست شمشير و غلاف * آن روز بود غلافش از جوهر تيغ( 6 ) . نسخهء « م » و « ث » : « دگر » .