كدام دانه فرو رفت در زمين كه نرست * چرا به دانهء انسانت اين گمان باشد ؟
فروشدن چو بديدى در آمدن بنگر * غروب شمس و قمر را چرا زيان باشد ؟
و نيز ، ما مىدانيم كه روح آدمى غير از بدن اوست ؛ چرا كه آدمى هميشه شعور به نفس خود دارد ، خواه در خواب و خواه در بيدارى و خواه در مستى و خواه در هشيارى ، و از بدن و اجزاى آن در بعضى اوقات غافل مىباشد ، پس او غير بدن و اجزاى بدن است .
و نيز بدن دائماً به سبب حرارت غريبه « 1 » متحلل « 2 » است و آدمى همان است كه بود ، پس لازم نيست كه به موتِ بدن ، روح نيز بميرد و تباه شود ، بلكه چرا نشود كه چون از بدن مفارقت كند در مادهء بدن اخروى كه به منزلهء نطفه و جنين است و به اين چشم ظاهر ديده نمىشود « 3 » در برزخ قبر كه به منزلهء رحِم است به سر برد و پرورش يابد
« وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »
« 4 » ، تا چون نفخ صور به او رسد و زلزلهء ساعت - كه به منزلهء تزلزل بدن مادر است در حال درد زِه « 5 » - او را در يابد ، از سكرات موت و بيهوشى جان كندن به هوش آيد ، جنبش كند و در نشئهء آخرت بروز و ظهور نمايد با بدن نو [ از جنس نشئهء خودش كه از عالم آخرت است با او رسته ] « 6 » ؛
« وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ
هامش
( 1 ) . نسخهء « م » و « ث » : « حرارت غريزيه و غريبه » .
( 2 ) . بيمار شونده .
( 3 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « چشم و ديده ظاهر نمىشود » .
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « خ » : « و از پس ايشان برزخى است تا آن روز كه مبعوث شوند ، و برزخ عالمى است ميان دنيا و آخرت » . مؤمنون ، آيهء 100 .
( 5 ) . درد زايمان .
( 6 ) . از نسخهء « م » و « ث » .