هشتم غضب
است كه در مقابل حلم است . و آن از جاى در آمدن است براى امور دنيا و طلب انتقام نمودن در رسيدن مكروهى از كسى .
حقتعالى در ثناى قومى مىفرمايد :
« وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ »
« 1 » ؛ يعنى هرگاه به غضب در آمدند ، مىآمرزند و در صدد انتقام در نمىآيند .
و در حديث آمده كه در تورات مكتوب است : « يَا ابْنَ آدَمَ ! اذْكُرْنِي فِي غَضَبِكَ أَذْكُرْكَ فِي غَضَبِي « 2 » وَ لَاأَمْحَقْكَ فِيمَنْ أَمْحَقُ وَ إِذَا ظُلِمْتَ بِمَظْلِمَةٍ فَارْضَ بِانْتِصَارِي لَكَ ؛ فَإِنَّ انْتِصَارِي لَكَ خَيْرٌ مِنِ انْتِصَارِكَ لِنَفْسِكَ » « 3 » ؛ يعنى اى فرزند آدم مرا ياد كن در وقت غضب خود تا من تو را ياد كنم در غضب خود و تو را هلاك نكنم در جملهء آنهايى كه هلاك مىكنم . و هر گاه ستمى به تو رسيد پس راضى شو به انتقام من از براى تو ؛ پس به درستى كه انتقام من از براى تو بهتر است از انتقام خودت براى خود .
و نيز در حديث آمده : « الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْإِيمَانَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ » « 4 » ؛ يعنى غضب ايمان را فاسد مىكند همچنان كه سركه عسل را . و در حديث ديگر آمده كه « غضب كليد هر شرّى است » « 5 » .
نهم تكبّر نمودن
و در مردمان به چشم حقارت نگريستن و خود را عظيم شمردن ، كه در مقابل تواضع است . حقتعالى مىفرمايد :
« كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ »
« 6 » ؛ يعنى همچنين مُهر مىكند
هامش
( 1 ) . شورى ، آيهء 37 .
( 2 ) . مصدر : « اذْكُرْنِي حِينَ تَغْضَبُ أَذْكُرْكَ عِنْدَ غَضَبِي » .
( 3 ) . كافى ، ج 2 ، ص 304 ، ح 10 ؛ بحارالأنوار ، ج 13 ، ص 358 ، ح 66 .
( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 302 ، ح 1 ؛ بحارالأنوار ، ج 70 ، ص 267 ، ح 22 .
( 5 ) . امام صادق عليه السلام : « الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ » ( كافى ، ج 2 ، ص 303 ، ح 3 ؛ بحارالأنوار ، ج 70 ، ص 274 ، ح 24 ) .
( 6 ) . غافر ، آيهء 35 .