گناه ، مؤمن را بهتر از عُجب است . و اگر اين نمىبود ، هرگز مؤمن به گناهى مبتلا نمىگرديد .
و در حديث ديگر آمده : « مردى عملى ناشايسته مىكند و ترسان است ، پس كار خوبى مىكند و عُجبى داخل او مىشود . پس او در حال اول كه با ترس است بهتر است از حال عُجب » « 1 » .
پنجم حسد بردن
است بر اهل نعمت دنيوى و اخروى و ساخط « 2 » بودن و شكايت داشتن از خداى ، به دل يا به زبان در انعام بر غير ، كه در مقابل رضا و تسليم است . حقتعالى در شأن منافقان مىفرمايد :
« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ »
« 3 » ؛ يعنى بلكه حسد مىبرند مردمان را بر آن چيزى كه حقتعالى داده است به ايشان از فضل خود .
و در حديث آمده : « الْحَسَدُ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ » « 4 » ؛ يعنى حسد ايمان را مىخورد همچنان كه آتش ، هيزم را مىخورد . و در حديث ديگر آمده كه « آفت دين حسد است » « 5 » .
ششم حرص داشتن
و سعى بليغ نمودن است در امور دنيا و غصه خوردن به جهت آن ، كه در مقابل توكّل است . حقتعالى مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . امام صادق عليه السلام : « إِنَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَنْدَمُ عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ الْعَمَلَ فَيَسُرُّهُ ذَلِكَ فَيَتَرَاخَى عَنْ حَالِهِ تِلْكَ فَلَأَنْ يَكُونَ عَلَى حَالِهِ تِلْكَ خَيْرٌ لَهُ مِمَّا دَخَلَ فِيهِ » ( كافى ، ج 2 ، ص 313 ، ح 4 ؛ بحارالأنوار ، ج 69 ، ص 311 ، ح 5 ) .
( 2 ) . خشمگين .
( 3 ) . نساء ، آيهء 54 .
( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 306 ، ح 2 ؛ بحارالأنوار ، ج 70 ، ص 244 ، ح 2 .
( 5 ) . اميرالمؤمنين عليه السلام : « الْحَسَدُ آفَةُ الدِّينِ » ( كنزالفوائد ، ج 1 ، ص 136 ، بحارالأنوار ، ج 70 ، ص 256 ، ح 29 ) .