قرار دادهاند تفاوت بسيار دارد .
و در بعضى اخبار به وزن ، صد و سى مَن تبريز تقريباً وارد شده و در بعضى كمتر يا بيشتر . و به مساحت در بعضى ، بيست و هفت وجب مُكسَّر « 1 » آمده « 2 » و در بعضى چهل و دو وجب و كسرى و در بعضى غير اين دو . و اين برهانى است واضح بر اينكه مناط نجس شدنِ آب ، قِلّت نيست بلكه تغيّر است .
و امّا آنچه در بعضى اخبار آمده كه آبى كه كمتر از كُر باشد و قَذِرى در آن افتد ، طهارت به آن آب نبايد كرد يا نبايد آشاميد ، سِرّش آن است كه آبى كه بدان رفع حدث كنند يا در حال اختيار آشامند بايد كه مزيد اختصاصى در پاكيزگى داشته باشد و طبع سليم از آن متنفّر نباشد . و از اينجاست كه مختص بدين دو امر « 3 » فرمودهاند و از اين جهت است كه اجتناب فرمودهاند از رفع حدث به آب بد بو و سؤر حائضِ غير مأمونه « 4 » و مستعمل در رفع حَدَث اكبر « 5 » و مستعمل در غَسل ثوب « 6 » و آب گرم شده به آفتاب و غير آن از آبهايى كه به صِرافت « 7 » خود باقى نمانده باشد .
و از اين قبيل است اخبارى كه وارد شده در آب چاه كه هرگاه مُردارى در آن افتاده باشد دلوى چند از آن بايد كشيد و ريخت و آنگاه
هامش
( 1 ) . شكسته شده . مراد كمتر از بيست و هفت وجب است .
( 2 ) . در نسخهء « ق » ، « آمده » موجود نيست .
( 3 ) . مراد از دو امر مقدار وزن يا مساحت مشخص مىباشد .
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « م » و « ق » و « خ » : « يعنى آنچه عضوى از اعضاى حائض كه اعتماد به حفظ طهارت او نباشد به آن رسيده باشد » .
( 5 ) . آنچه موجب غسل باشد .
( 6 ) . لباس .
( 7 ) . خالص بودن .