كى توان از عهدهء شكر تو بيرون آمدن * شكر نعمت ، نعمت ديگر بود از خوان تو
زهى قادر دانا و مُنعم توانا كه آب را خاصيتى داده كه اكثر قاذورات را به خود منقلب مىسازد و در خود مستهلك مىگرداند و خود ، به هيچ قَذِرى ملوّث نمىگردد مگر آنكه كم باشد و آن قذر بسيار ؛ چنان كه مغلوبِ آن گرديده رنگ يا مزه يا بوى آن قذر بردارد . و در اين هنگام آب نخواهد بود بلكه مُركّب از آب و قَذِر خواهد بود .
پس مادام كه آب آب است ، نجس نباشد و اگر آبِ كم به مجرد ملاقات با قاذورات بدون تغيّر نجس شدى - چنان كه طايفه گمان كردهاند - هرگز چيزى را از قذر پاك نتوانستى كرد ؛ زيرا كه نجس ، نجس را پاك نكند .
« خفته را خفته كى كند بيدار »
و مصداق اين سخن است حديث نبوى مشهور كه « خَلَقَ اللَّهُ المَاءَ طَهُوراً لَايُنَجِّسُهُ شَيْءٌ إِلَّا مَا غَيَّرَ لَوْنَهُ أَوْ طَعْمَهُ أوْ رِيحَهُ » « 1 » ؛ يعنى خداى تعالى آب را پاككننده آفريده است ؛ نجس نمىكند آن را چيزى مگر آن چيز كه تغيير دهد رنگ آن را يا مزهء آن را يا بوى آن را .
و در حديث صحيح از امام جعفر صادق عليه السلام وارد شده كه « هرگاه آب غالب باشد بر بوى مردار ، پس وضو بساز و بياشام از آن آب ، و اگر متغير شده باشد و مزهء آن گرديده ، پس وضو مساز و مياشام » « 2 » . و هيچ نفرمودند كه آب كم باشد يا بسيار ، به مقدار كُر رسيده يا نه .
هامش
( 1 ) . عوالى اللآلى ، ج 2 ، ص 15 ، ح 29 ؛ مستدرك وسائل ، ج 1 ، ص 202 ، ح 353 .
( 2 ) . « كُلَّمَا غَلَبَ الْمَاءُ رِيحَ الْجِيفَةِ فَتَوَضَّأْ مِنَ الْمَاءِ وَ اشْرَبْ ، وَ إِذَا تَغَيَّرَ الْمَاءُ وَ تَغَيَّرَ الطَّعْمُ فَلَا تَتَوَضَّأْ وَ لَاتَشْرَبْ » ( كافى ، ج 3 ، ص 4 ، ح 3 ؛ استبصار ، ج 1 ، ص 12 ، ح 2 ؛ وسائلالشيعة ، ج 1 ، ص 137 ، ح 336 ) .