طهارت يا شرب نمود ، ليكن چون اكثر فقهاى ما رحمهم الله به نجاستِ آبِ كمتر از كُرى كه نجاستى به آن رسيده باشد فتوا دادهاند ، اولى و احوط آن است كه آن را « 1 » بىضرورتى استعمال ننمايند ؛ نَه در رفع حدث و نه در غير آن . و هر كه در اين باب تأمّل وافى كند او را از مرضِ وسواس ، شافى و در علم طهارتِ ظاهر كافى باشد .
در سيّم : در تعداد خبث و كيفيّت ازالهء آن
خبث عبارت است از قَذِرى كه ازالهء آلودگى آن بايد نمود از جامه و بدن به جهت نماز با امكان و عدم اغتفار « 2 » . و از مأكول و مشروب به جهت اكل و شرب در حال اختيار . و آن نُه است :
دو از آن ، بول و غائط است از حيوانى كه گوشت آن حرام باشد و خون او جهنده ، به غير از پرنده .
و سه ديگر ، منى و خون و ميته است از حيوانى كه خون او جهنده باشد ، خواه گوشت آن حلال باشد و خواه حرام مگر خونى كه بعد از ذبح و ريخته شدن خونِ معتاد « 3 » ، در اعضا بماند كه آن پاك است و حلال ، و مگر اجزائى كه حِس ندارد از ميته مثل مو و استخوان و سُم و شاخ و نحو آن ، كه پاك است .
و سه ديگر ، سگ و خوك است و كافر - و اگر چه به شهادتين اقرار كند مثل ناصبى و خارجى .
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ق » و « خ » ، « آن را » نيامده است .
( 2 ) . در حاشيهء نسخهء « م » و « ق » و « خ » : اغتفار : عفو كردن و گذشتن .
( 3 ) . خونى كه معمولًا پس از ذبح از بدن خارج مىشود .