نهم مُسكرى « 1 » است كه مايع باشد بالاصالة ، مثل خَمر و هر چه فعلش فعل خمر باشد .
امّا نجاست شيرهء انگور جوشيده كه دو ثلث آن به پختن كم نشده باشد ، دليلى بر آن نيست و بعضى از قُدماى فقهاى ما تصريح به طهارت آن نمودهاند ، ليكن در حرمت آن خلافى نيست و در احاديث نصّ بر آن شده .
و احتياط ، مقتضىِ آن است كه هرچه خَبَث بودن آن مشتبه باشد ، از آن نيز اجتناب نمايند . و آن هفت است : يكى فضلهء پرنده كه گوشت آن حرام باشد ؛ و سه ديگر ، بول اسب و استر و الاغ . پنجم ، عرق حيوانات جلاله - يعنى مردارخوار - ششم ، عرق آدمى كه به حرام جُنُب شده باشد . هفتم ، « فُقَّاع » - و آن شرابى است كه از « جو » يا غير آن مىگيرند و مشهور آن « 2 » است كه آن مُسكر نيست ، امّا در حديث آمده كه آن خمرى است مجهول ؛ جامه را از آن بايد شست « 3 » .
و اولى آن است كه از مَذى « 4 » كه عقيب شهوت بيرون مىآيد بى جستن و از موش و آهن و سؤر غير مأمون و شير دختران و گِل راهگذر « 5 » بعد از سه روز از ايستادن باران ، و بول شتر و گاو و گوسفند و خون حيوانى كه خون جهنده نداشته باشد و چرك و قَىّ « 6 » و امثال اينها نيز جامه و بدن را پاك دارند تا در سِلك متطهّرين كه محبوبان خدايند در آيند .
هامش
( 1 ) . چيزى كه سُكر و مستى بياورد مانند شراب .
( 2 ) . نسخهء « خ » : « اين » .
( 3 ) . « سَأَلَ هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنِ الْفُقَّاعِ ، فَقَالَ : لَاتَشْرَبْهُ ؛ فَإِنَّهُ خَمْرٌ مَجْهُول ، فَإِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ فَاغْسِلْهُ » ( كافى ، ج 3 ، ص 407 ، ح 15 ؛ وسائلالشيعة ، ج 3 ، ص 469 ، ح 4201 ) .
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « م » و « ق » و « خ » : « آبى است چسبنده كه در وقت بازى كردن با زنان مىآيد » .
( 5 ) . نسخهء « خ » : « راهگذار » .
( 6 ) . مواد استفراغى .