درِ چهارم : در شرايط تقصير « 1 » در سفر
شرط تقصير در سفر ، عزم داشتن است بر طى مسافت هشت فرسخ در رفتن تنها يا رفتن با برگشتن ؛ به شرط آنكه منقطع نگردد اين هشت فرسخ به عزم اقامت ده روز در اثناى آن در جايى يا رسيدن به وطن يا به جايى كه حكم وطن داشته باشد - يعنى در آنجا منزلى داشته باشد كه در آن منزل شش ماه بوده باشد - يا به ماندن سى روزِ تمام در يك جا كه متردّد باشد در بيرون رفتن ؛ كه اگر يكى از اين مواضع در اثناى هشت فرسخ باشد ، نماز را تمام بايد گزارد ، هم در راه و هم در آن موضع .
و اگر از آنجا كه سفر مىكند تا يكى از اين مواضع مذكوره هشت فرسخ باشد ، در راه تقصير مىكند و در آن موضع تمام .
و شرط است كه سفر ، عمل او نباشد - مثل مُكارى « 2 » و ملّاح « 3 » - و قصد معصيت نداشته باشد به سفر - مثل كسى كه به جايى رود كه ستم بر كسى كند يا شكارِ لهو كند .
و تا اين مقدار از شهر دور نشود كه آوازِ اذان شهر نشنود « 4 » يا كسى كه بر درِ شهر باشد او را نبيند به جهت دورى مسافت ، تقصير نتواند كرد . و اگر مُكارى را حركتى عنيف « 5 » لازم شود كه دو منزل را مثلًا يك منزل بايد كرد ، در آن حركت تقصير مىكند .
هامش
( 1 ) . دو ركعتى خواندن نمازهاى چهار ركعتى .
( 2 ) . كرايه دهنده ، كسى كه اسب و شتر و سائر چهارپايان را كرايه مىدهد .
( 3 ) . كشتيبان ، ملوان .
( 4 ) . نسخهء « ع » و « خ » : « كه او از اذان شهر نشنود » .
( 5 ) . سخت .