و توجّه به عين كعبه ، كسى را كه نزديك باشد به آن ، و به جهت كعبه كسى را كه دور باشد از آن « 1 » با امكان معرفت و اگر چه به اجتهاد باشد . و بر مساجد و مقابر مسلمانان اعتماد توان كرد . و متحيّر به هر طرف كه خواهد رو كند .
و استقرار در نمازِ فريضه شرط است با اختيار . امّا اگر مضطر باشد - مثل آنكه وقت تنگ باشد و ترسد از توقف در آن موضع يا در كشتى باشد و بيرون نتواند آمد - تكبير احرام را توجه به قبله مىكند و باقى نماز را به هر جهت كه راه او باشد رو كرده ركوع و سجود را ايما « 2 » كند به سر ، خواه سوار باشد و خواه پياده . و در نماز نافله اين كار را با اختيار نيز توان كرد .
و كسى كه لباسى نيابد كه ستر عورت به آن كند اگر ايمن است از آنكه كسى بر او مطلع شود ، ايستاده نماز مىگزارد و الّا نشسته . و در هر دو حال ، ركوع و سجود را ايما مىكند . و اگر جامهء نجس بيابد ، بپوشد و اركان را تمام به فعل آورد « 3 » .
و مكروه است نماز گزاردن در خاتمِ « 4 » آهنين يا خاتم يا جامه كه در او صورت حيوانى باشد مگر آنكه پنهان باشد .
و در كلاه سياه و جامهء سياه مگر عمامه و عَبا « 5 » و موزه « 6 » و در جامهء كسى كه از نجاسات « 7 » اجتناب نمىكند يا از پوست ميته پروا ندارد .
هامش
( 1 ) . نسخهء « ع » : « به آن » .
( 2 ) . اشاره كردن .
( 3 ) . نسخهء « خ » : « به عمل آورد » .
( 4 ) . انگشتر .
( 5 ) . جامهاى گشاد و بلند كه روى لباسهاى ديگر به دوش اندازند .
( 6 ) . نوعى پاافزار كه تا ساق پا و زير زانو را فرا گيرد .
( 7 ) . نسخهء « ع » : « نجاست » .