پيش پادشاهى عظيم الشأن كه متوجه به او باشد . و نظر به جانب سجود افكند ، نه به جاى ديگر .
حد اين سَر نيست او را سجده كردن لاجرم * سر به پيش افكندهام بيچاره من از شرم دوست
و دستها را بر رانها بگذارد نه به جاى ديگر ، و زن بر پستانها . و قدمها را مُحاذى « 1 » يكديگر بدارد ، به دورى سه انگشت تا يك وجب . و انگشتان هر دو پا را به قبله كند . و بعد از فراغ هر يك از فاتحه و سوره ، لمحهاى « 2 » درنگ كند .
درِ پنجم : در ركوع
مستحب است كه قبل از ركوع تكبير بگويد در حال قيام ، و بعد از خم شدن ، دستها را بر زانوها گذارد ، و زن بالاتر از زانو . و دست راست را بر زانوى راست پيش از دست چپ بگذارد بر زانوى چپ . و دستها را بر پهلوها بچسباند و زانوها را پَس بَرَد و پيش نياورد . و انگشتان را از هم دور كند . و پشت را راست بدارد به نوعى كه اگر قطرهء آبى بر آن ريخته شود ، به جاى خود ايستد . و گردن را موازى پشت كند و به پيش نيفكند . و نظر به ما بين قدمين اندازد .
و قبل از تسبيح بگويد : « اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ » ؛ بار خدايا ! از براى تو ركوع كردم ، « وَ لَكَ خَشَعْتُ » ؛ و به جهت تو فروتنى و پستى نمودم ، « وَ
هامش
( 1 ) . برابر ، مقابل ، رو به رو .
( 2 ) . مدتى اندك .