اهل بيت تو را در اين شب ، قربتها و كرامتها دست مىدهد و شيعهء ايشان را بركتها مىرسد كه تلافى « 1 » حكومت مخالفين مىكند با زيادتى . و از قاسم بن فضل منقول است كه او گفت : ما شمرديم ؛ مدت تسلّط « 2 » بنى اميّه هزار ماه بود ، نه يك روز كم و نه يك روز زياد « 3 » .
و حكمت در اخفاء و ابهام اين شب ، تعظيم همهء شبهاى محتمله است و احياى آنها به عبادت يا آنكه آن ، در واقع شبى معيّن نيست ، بلكه متبدّل مىشود به ليالى سنه « 4 » .
اى خواجه ! چه جويى ز شب قدر نشانى * هر شب ، شب قدر است اگرش قدر بدانى
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ »
؛ فرود مىآيند فرشتگان و روح بر امام عصر عليه السلام
« فِيها »
؛ در اين شب ،
« بِإِذْنِ رَبِّهِمْ »
؛ به فرمان آفريدگار ايشان ،
« مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
؛ از هر امرى كه بندگان را در كار است از امور دينيّه و دنيويه .
« سَلامٌ »
؛ دائم البركة است ،
« هِيَ »
؛ اين شب قدر ،
« حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ »
؛ تا دميدن سفيدهء صبح بر هر كه حقتعالى توفيق دريافتن بركت آن داده باشد از بندگانى كه دوست مىدارد ايشان را و مىخواهد كه بر بعضى امور مَقضيّه « 5 » مطّلع شوند .
و اين معنى ، از دعاى « صحيفهء سجاديّه » كه به جهت دخول ماه
هامش
( 1 ) . نسخهء « ى » : « تدارك » .
( 2 ) . نسخهء « خ » و « ق » : « تسليط » .
( 3 ) . مناقب ، ج 4 ، ص 36 ؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 59 .
( 4 ) . شبهاى سال .
( 5 ) . تمام شده ، روا شده .