را لايق نباشد و جلال كبريا و جبروت او را نسزد و نشايد ، « وَ بِحَمْدِهِ » « 1 » ؛ و حال آنكه مشغولم به ستايش او بر آنكه توفيق داده است مرا كه تنزيه او كنم و تقديس او به جاى آورم .
و مستحب است كه تسبيح را تكرار كند تا سه نوبت يا پنج نوبت يا هفت نوبت يا زياده ، به قدر نشاط و عدم ملال ، مگر امام كه از سه نمىگذراند ، بلكه دعاى مقدّم را نيز نمىخواند .
حضرت امام جعفرصادق عليه السلام فرمود كه : « ركوع ادب است و سجود قرب است و كسى كه ادب را نيكو به جاى نياورد شايستهء قرب نمىگردد ؛ پس ركوع كن ركوع كسى كه فروتنى كننده باشد مر خداى عز و جل را به دل ، و خود را خوار سازنده و ترسان در زير سلطنت و بزرگى او ، و پستى فرماينده باشد از براى او جوارح خود را ، پستى كردن كسى كه ترسان و اندوهناك باشد بر آنچه او را فوت مىشود از فوائد ركوع كنندگان » « 2 » .
« سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ » ؛ يعنى خداى ، شنيد و اجابت نمود و جزاى خير داد مر آن كس را كه ستايش او كرد . و غرض از اين كلمه ، دعاست نه ثنا ؛ يعنى خداى بشنواد حمد حامدين را و مشكور گرداناد . و اين كلمه از مأموم ساقط است .
« وَ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » ؛ و همهء ثناها و ستايشها مر خداى راست كه پروردگار جهانيان است ، « أَهْلِ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْعَظَمَةِ » ؛ اوست صاحب بزرگوارى معنوى و بزرگوارى صورى ، « وَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ » « 3 » ؛ و
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 319 ، ح 1 ؛ وسائلالشيعه ، ج 6 ، ص 295 ، ح 8008 .
( 2 ) . « فِي الرُّكُوعِ أَدَبٌ وَ فِي السُّجُودِ قُرْبٌ ، وَ مَنْ لَايُحْسِنُ الْأَدَبَ لَايَصْلُحُ لِلْقُرْبِ ؛ فَارْكَعْ رُكُوعَ خَاشِعٍ لِلَّهِ بِقَلْبِهِ ، مُتَذَلِّلٍ وَجِلٍ دَخَلَ تَحْتَ سُلْطَانِهِ ، خَافِضٍ لَهُ بِجَوَارِحِهِ خَفْضَ خَائِفٍ حَزِنٍ عَلَى مَا يَفُوتُهُ مِنْ فَائِدَةِ الرَّاكِعِينَ » ( مصباحالشريعة ، ص 89 ، بحارالانوار ، ج 82 ، ص 108 ، ح 17 ) .
( 3 ) . فلاحالسائل ، ص 109 ؛ بحارالانوار ، ج 82 ، ص 110 .