تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
عبادت اين كس را به طُفَيل « 1 » او قبول كند .
« وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
؛ و خاص ، از تو يارى مىخواهم در پرستش تو و انجاح « 2 » سائر حوائج و مهمّات . و بايد كه در اين قول نيز صادق باشد ؛ يعنى از ديگرى در هيچ امرى يارى نخواهد مگر آن‌كه آن كس را واسطه و سبب و مُسَخَّر حق داند در آن امر ، و داند كه اگر حق‌تعالى نخواهد و در دل آن كس نيافكند كه يارى او كند محال است كه او تواند كرد . پس فى الحقيقه حق يارى او مىكند به دست آن كس ، و او چون آلتى است در دست حق .
درگه خلق همه زرق « 3 » و فسون است و هوس * كار ، درگاه خداوند جهان دارد و بس
* * *
بر در مخلوق بودن عمر ضايع كردن است * خاك آن در شو كه آب بندگان زو روشن است
يكى از مشايخ چون در نماز به
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
رسيد بىهوش شد و بيفتاد . چون از سبب آن پرسيدند گفت : ترسيدم كه مرا بگويند : چون ما را بندگى مىكنى و بس ، و از ما يارى مىخواهى و بس ، پس چرا از طبيب دارو مىجويى و از سلطان يارى مىخواهى ؟ دروغ چرا مىگويى ؟
يارى از وى جو مجو از زيد و عَمْر « 4 » * مستى از وى جو مجو از بنگ و خمر
هامش
( 1 ) نام شخصى بوده كه نا خوانده به مهمانى مى رفته . مهمان نا خوانده . ( 2 ) بر آوردن حاجت . روا شدن حاجت . پيروز شدن . ( 3 ) تزوير . ريا كارى . ( 4 ) نسخه « ق » و « خ » : « عمر و زيد » .