تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و گفتن اين كلمات ، به جهت آن است كه از شرّ او محفوظ شود . و استعاذه « 1 » فى الحقيقه پاكيزه كردن زبان و رُفتن خانهء دل است از غبار اغيار و صفا دادن آن از براى در آمدن جبّار « 2 » . و مَثَل كسى كه استعاذه مىكند و خاطرش متعلق است به غير حق و در دلش فكرهاى نفسانى و وسوسه‌هاى شيطانى است ، مثل كسى است كه بر در قلعهء محكمى ايستاده و ددى « 3 » درنده متوجه اوست كه او را به درد و او به زبان مىگويد كه پناه مىگيرم از شرّ اين دد به اين قلعهء محكم ، و بر جاى خود ايستاده و نمىرود به درون قلعه تا در را ببندد و از شرّ او ايمن گردد . مثنوى :
تا ز هر بد ، زبانت كوته نيست * يك اعوذت « اعوذ باللَّه » نيست بلكه آن نزد صاحب عرفان * نيست الا « اعوذ بالشيطان » گاه گويى « اعوذ » و گه « لا حول » * ليك فعلت بود مكذّب قول سوى خويشت دو اسبه مىراند * بر زبانت « اعوذ » مىخواند طرفه حالى كه دزد بيگانه * گشته همراه صاحب خانه مىكند همچو او فغان و نفير * در به در كو به كو كه دزد بگير « 4 »
« بِسْمِ اللَّهِ » *
؛ به نام خداى سزاى پرستش ،
« الرَّحْمنِ » *
؛ نيك بخشنده بر خلق ، به وجود و حيات ،
« الرَّحِيمِ » *
؛ بخشاينده بر ايشان به بقا و محافظت از آفات .
« الْحَمْدُ » *
؛ هر ثنايى و آفرينى كه از ازل تا ابد موجود و معلوم بود و هست و خواهد بود ، جمله به تمام و كمال ،
« لِلَّهِ »
؛ مر خداى راست كه
هامش
( 1 ) . پناه خواستن ، پناه جستن . مراد گفتن « أعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم » است . ( 2 ) . يكى از نام‌ها و صفات بارى تعالى . ( 3 ) . جانور درنده . ( 4 ) . مثنوى هفت‌اورنگ .