مسمّى « 1 » و موصوف است به همهء اسما و صفات كماليه و جماليه و جلاليه .
آن به تسبيح و جلال و حمد و سبّوحى سزا * و آن به تقديس و كمال و نعت و قدّوسى جدير
آن سزاى آفرين كز حمد او زنده است جان * و آن بدايع آفرين كز شكر او تابد ضمير
« رَبِّ الْعالَمِينَ »
؛ آفريننده و پرورنده و دارنده و تربيت كننده و سازندهء كار همهء عالميان ، از ملائكه و جن و انس و وحوش و طيور و سباع « 2 » و بهائم خاكى و آبى و غير آن .
« الرَّحْمنِ »
؛ بخشندهء وجود ، بار ديگر در آخرت ، بعد از فناى جهانيان ،
« الرَّحِيمِ »
؛ بخشايندهء ديگر بار ، به رأفت و رحمت بر مؤمنان و در آوردن ايشان به بهشت به امن و امان .
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
؛ خداوند روز جزا ، يا متصرف در آن روز به هر چه خواهد ، يا حافظ اعمال بندگان تا در دادن و ستدن « 3 » نامهها غلط نشود ، يا قاضى روز حساب كه ميان بندگان به حق حكم كند ، يا جزا دهندهء روز جزا .
و بر قرائت « مَلِك » ، يعنى پادشاه روز جزا كه مملكت و سلطنت ، او را باشد ؛ چنان كه فرمود :
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
« 4 »
.
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
؛ تو را مىپرستم و بس ، كه غير تو مستحق عبادت نيست . و بيان حقيقت عبادت ، در شهادتِ به توحيد گذشت .
هامش
( 1 ) . ناميده شده ، معلوم .
( 2 ) . درندگان ، جمع سَبُع .
( 3 ) . ستاندن ، گرفتن .
( 4 ) . در آن روز سلطنت عالم با كيست ؟ با خداى يكتاى بس قاهر منتقم است . غافر ، آيهء 16 .