اهميّت را براى صحّت ضبط و دقّت روايت قايل بودهاند . « ابن خلّكان » در « وفيات الاعيان » ذيل بيان أحوال « ابن دهّان نحوى بغدادى » آورده است كه سمعانى در ترجمهء احوال ابن دهّان نحوى معروف مىنويسد :
« از ابن عساكر » دمشقى شنيدم كه خود از « ابن دهّان » شنيده است كه وى در عالم خواب ، خطاب به دوستى كه به او ( ابن دهّان ) بدهكار بوده و از پرداخت بدهى ، تن مىزده است ، گفته است :
أيّها الماطل ديني * أملى و تماطل ؟
علّل النّفس فإنّى * قانع منك بباطل
اى كه در پرداخت بدهى ، مماطله ( امروز و فردا كردن و به تأخير افكندن ) مىكنى آيا دارى و نمىدهى و به دفع الوقت مىگذرانى .
مرا به دروغى كه حالى دلى خوش كند خوشدل ساز زيرا من به وعدهء دروغ هم خرسندم .
« سمعانى » گفته است : خواستم شعر را ثبت كنم . با خود گفتم بهتر است از خود « ابن دهّان » بپرسم و بدون واسطه به ضبط شعر بپردازم . داستان را براى ابن دهّان نقل كرده ، از او پرسيدم : شما اين شعر را در خواب سرودهايد ؟ گفت : يادم نيست . امّا هم « ابن عساكر » ثقه است و هم شما موثوق هستيد . خواهش مىكنم شعر را بازگوييد تا آن را بنويسم . چون گفتم ، آن را يادداشت كرد و در برابر آن چنين نوشت : « أخبرنى السمعانى عن ابن عساكر عنّى » . « ابن خلّكان » پس از نقل اين داستان ، از احتياط در نقل و روايت ، ابراز شگفتى مىكند و مىافزايد : « ابن دهّان به دو واسطه از خودش نقل كرد و هذا غريب فى الرّواية . » 26
تاريخ طبرى ، گنجينهاى سرشار از آداب و رسوم اقوام و ملل نيز هست و از لحاظ بررسى اوضاع اجتماعى ، سياسى و اقتصادى در عهد اسلامى از منابع مهم و شايان مطالعهء علاقهمندان به مسائل تحقيقى مىتواند باشد . براى مثال : اشاراتى را كه وى به چگونگى أخذ « فرمانروايان عرب ، به پيروى از ايرانيان نوروز را مبدأ خراج قرار دادند .
با اين تفاوت كه ايرانيان قديم هر چهار سال يك بار يك روز را كبيسه مىكردند . امّا بعد از اسلام ، اين رسم برافتاد و نتيجه آن شد كه پس از مدّتى ، وقت مالياتگيرى به