تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و پديده‌اى از آميزش فرهنگ و تمدّنهاى قديم با مبانى فرهنگ اسلامى بوجود آمده است كه ظهور ظرفيتها و طريقه‌هاى جديد در ادب و حكمت و سياست و مملكت‌دارى و آداب و معيشت و فرهنگ و عمران و ساير مظاهر بيشتر معنوى و كمتر مادى زندگانى بشرى را به همراه داشته و شكوفايى انديشه‌ها و بارورى استعدادها و ظهور تواناييهاى امّت اسلامى را به ارمغان آورده است . از مطالعهء اطّلاعات متنوّعى كه در تاريخ طبرى فراهم آمده است و نشانهء دقّت نظر و احاطهء خاصّ نويسندهء آن در بيان مسائل است ، علاوه بر بيان وقايع تاريخ جهان ، به سرگذشت اقوام و ملّتها از آغاز تا عصر نويسنده اشاره كرده و طىّ آن به تاريخ اجتماعى ، آداب و رسوم ، نهضتهاى مذهبى و سياسى و اوضاع ادبى و علمى اقوام گذشته ، طرد اللباب و به صورت دلالت پرداخته است . از نظر طبرى ، تاريخ درس عبرت و دبستان انواع معرفت است . براى مثال پس از بيان سرگذشت خسرو پرويز دربارهء رفتار او در واپسين ايّام زندگانيش ، مىنويسد : « خسرو پرويز ، مردم را حقير مىشمرد و آنچه را كه يك پادشاه خردمند كامياب ، نبايد كوچك بشمارد ، بىقدر و ناچيز مىدانست . و كار طغيان و تمرّد و عصيان او بر خداوند به جايى رسيد كه به « زادان فرّخ » زندانبان يكى از زندان‌هاى خود ، فرمان داد تمامى افرادى را كه دربند هستند ، به قتل برساند . چون شمردند ، معلوم گرديد كه تعدادشان به سى و شش هزار تن مىرسيد . ولى « زادان فرّخ » در اجراى اين امر شتاب ننمود و براى هر يك از آنها عذر و مجوّزى بيان داشت . بارى خسرو پرويز ، دشمنى و خصومت مردم كشور را بدون سبب و موجب معقولى عليه خود برانگيخت و يكى از عواملى كه باعث بيزارى خلق از وى گشت ، اين بود كه افراد را به ديدهء حقارت مىنگريست و شأن بزرگان ادب را پست مىنمود . امر ديگرى كه باعث تنفّر و بدبينى مردم نسبت به او گرديد ، اين بود كه « فرخان زاد » مرد فرومايه‌اى را كه فرزند « سمى » بود ، بر آنان مسلّط كرد . موجب ديگر اين بود كه بىمحابا فرمان به قتل زندانيان صادر نمود . كار زشت ديگرش اين بود كه به كشتن گروهى كه از طرف هرقل امپراتور روم سوى وى آمده بودند تصميم گرفت . » 28 يادآور مىشويم كه مسلمانان وقتى « تاريخى » انديشيدند كه در جنگ و ستيز -