تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
نوع خود بيمانند بوده است ، كه ظهور آراء وى در زمينه‌هاى تفسير و تاريخ و يا حديث و فقه ، ستايش دانشوران در رشته‌هاى مذكور را برانگيخته و نه‌تنها مسلمانان بلكه پژوهشگران ساير ملل و نحل نيز آراء علمى او در قلمروهاى ياد شده را وقع گذارده و آن را به عنوان سند متقن انگاشته و بدان استناد كرده‌اند . سبك انشاء طبرى در تفسير و تاريخ از نوعى هماهنگى و وحدت برخوردار است . وى با بهره‌مندى از صحّت قريحه و دقّت فهم در كتاب و سنّت و آشنايى با تاريخ اسلام بر تحرير مطالب و بيان موضوعات و مسائل ، تواناست .

و - روش طبرى در تفسير

نام تفسير وى بنابر آنچه « ياقوت » در ترجمهء احوال او ياد مىكند ، « جامع البيان عن تأويل آى القرآن » است . 13 روزگار طبرى ، عصرى بود كه متن و اسناد علوم مربوط به روايت و اخبار رجال حديث ، ضبط و تدوين گرديد و طرق گوناگون ثبت و ضبط آن پايه‌گذارى شد و أحوال راويان ، نقد و بررسى و جمع‌آورى گرديد . محض مثال از آثارى كه « يحيى بن معين » و شاگردش « محمّد بن اسماعيل بخارى » و شاگرد وى « مسلم بن حجّاج القشيرى » نوشته‌اند ، مىتوان نام برد . در اين عهد ، مسلمانان در تفسير قرآن ، احتياطى بليغ داشتند . به گونه‌اى كه بدون إحراز شرايط لازم ، تفسير قرآن را جايز نمىشمردند . در اين زمينه آورده‌اند كه « سمرقندى » از عمر نقل مىكند كه « آيه‌اى در دست مردى ، قرآنى ديد كنار هر تفسيرش را نوشته . قيچى خواست و آن را بريد . » 14 « سيوطى » نيز دربارهء « إصمعى » گويد : « وى قرآن تفسير نمىكرد . و حتّى لغتى كه مشتقّات آن در قرآن آمده - از باب پرهيز - معنى و تفسير نمىكرد . حديث نيز معنى نمىنمود . » 15 شايد ظريف‌ترين روايت در بيان شدّت احتياط در تفسير قرآن ، از خود طبرى باشد كه مىنويسد : « روزى شعبى 16 بر سدى 17 گذشت كه داشت قرآن تفسير مىكرد . گفت : « اگر با نشيمنت ، دنبك مىزدى ، بهتر از اين بود . » 18 با وجود اين قبيل احتياطها ، طبرى به نقل نمونه‌هايى از صحابه بويژه « ابن عبّاس »