آمده كه هرچند ايرانيان در تكوين آن سهمى عمده و نقشى سازنده داشتهاند امّا جوهر و درونمايهء آن بكلّى غير ايرانى است ، زندگانى كرده و در شهرهاى مختلف اسلامى ، به تحصيل و تدريس و تحقيق و تأليف پرداخته است .
در عهد وى ، مردم ايران به فراگيرى و حفظ قرآن كريم و حديث نبوى و يادگيرى زبان عربى مشغولند . دانشمندان بار سفرهاى دراز بربستهاند با اين اميد كه هرجا شيخ و يا محدّثى يابند از وى استماع حديث كرده و در كتابت آرند . هرچند عامّهء مردم به زبان فارسى سخن مىرانند ، امّا ضرورتى براى بررسى صرفى و نحوى و لغوى آن نمىيابند ولى بازار مناقشات دينى و مجادلات كلامى و بحث در يجوز و لايجوز مسائل فقهى بسيار داغ و نزاع « ابو بكر خوارزمى » ( درگذشته در 283 ق ) و « بديع الزّمان همدانى » ( 358 - 398 ق ) ، در مجالس متعدّدى كه در نيشابور برپا گرديده و عمدهء مباحث دربارهء لغات نامأنوس و مهجور عربى است 6 و يا حضور در مجالس وعظ و ارشاد ، مشتريان پروپاقرص و خريداران بسيار دارد .
در خور ذكر است كه هرچند عاملان و حاملان فرهنگ اخير ، ايرانى هستند ، امّا عناصر بنيادى و اصيل اين فرهنگ ، عربى ، يونانى و هندى است و استيلاى فرهنگ عربى - آرامآرام با برترى نظامى - سياسى تركان آسياى مركزى همراه مىگردد .
دربارهء طبرى بسيار گفته و نوشتهاند : 7 علاوه بر آنكه وى قرآن را از حفظ داشته ، با آگاهى به دقايق قرآن كريم ، خود به ابداع شيوهء قرائت پرداخته و به موجب آن قرآن كريم را تلاوت مىكرده و برخى از شاگردانش نيز بدان شيوه ، به خواندن قرآن مىپرداختند .
در زمينهء فقه ، به وجوه اختلاف عقايد پيروان مذاهب و فرق آگاه بود و خود شيوه و سيرهاى خاصّ داشت .
در قلمرو حديث ، از نظر وقوف به متون حديث و أحوال رجال و سلسلهء اسناد آن ، در شمار پيشوايان بشمار بود و در تفسير قرآن به أقوال و آراء صحابه و تابعان و طرق روايت آن تا وصول به سرچشمهء نقل از صحابه آگاه بود . به زبان و ادب و صرف و نحو عربى ، خاصّه روش نحويان كوفى ، آشنايى داشت و « ثعلب » 8 پيشواى آنها را ديده ، نحو و ديوان شعر تازيان را نزد او خوانده ، شواهدى را كه در تفسير و تاريخ و ديگر آثار خود بدانها استناد جسته ، از شعر شاعران استخراج كرده است .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٨٩