معاملت آنها با خالق بود كه در جهاد نفس و مبارزهء با هوى و شيطان 2 به التزام أوامر الهى كمر بربسته ، به منظور حفظ حدود شريعت ، صدق در احوال و ادب در مقامات و قيام به حكم ساعات ايّام و مداومت ليالى بر اوراد و أذكار را همواره مراعات كرده 3 علم به حالات عبد و طلب علم اخلاص و معرفت به آفات نفسانى و شناخت مكايد دشمن نفس همخانه را پيوسته منظور نظر داشتند . در نتيجه از كذب و مجادله به اظهار فضيلت تنقيص ديگران يكسره خوددارى ورزيده ، از حجاب ظلمت شهوت انتقام و كسر قلوب پرهيز داشته ، حرّيت محض را تنها در خروج از فرمانبردارى شهوت و هوى و سركوب آن دو به صبر و بندگى محض و خفّت بدن ، به مدد عبادت و تهجّد مىدانستند و از اين همه ، صفاى قلب و نفاذ بصيرت را مفتاح سعادت دنيا و آخرت مىشمردند .
ب - طبرى ، مظهر اوصاف و كمالات اسلامى
از جملهء مصاديق بارز ويژگيهاى معنوى و اوصاف اخلاقى ياد شده ، « امام ابى جعفر محمّد بن جرير بن زيد بن كثير بن غالب الطبرى » است كه در فاصلهء سالهاى [ 225 - 310 ق ] مىزيسته است .
وى پس از حضور در پيشگاه استادان زمان در زادگاه خود و شهرهاى مهم و معتبر آن روزگار چون رى و بغداد و ديدار عالمان بصره و كوفه و مصر و شام به منظور بهرهورى علمى از استادان علوم گوناگون ، از بزرگترين مردان دين و دانش در عصر خويش گرديده است و آنچنان مقام شامخ علمى را احراز كرده است كه او را با اوصاف « إمام مفسّرين » و « مرجع و شيخ المورّخين » ستودهاند . و « ابن خلّكان » از وى به عنوان « صاحب التفسير الكبير و التاريخ الشهير » نام برده 4 و « ياقوت » در « معجم الادباء » و « سمعانى » در « أنساب » از قول « أبو بكر محمّد بن اسحاق بن خزيمة » دربارهاش نوشتهاند : « بر پهنهء زمين ، دانشورى داناتر از ابن جرير نمىشناسم . » 5
طبرى بر علوم و فنون معمول در روزگار خود ، استيلا يافته و در زمينههاى تفسير ، فقه ، حديث و بويژه تاريخ سرآمد بوده است .
يادآور مىشويم كه طبرى در ايران قرن سوم هجرى كه بكلّى متفاوت از ايران پيش از اسلام و با جوّ فرهنگى و سياسى دگرگون و متمايزى است و فرهنگ تازهيى پديد