دادند . به گونهيى كه در تمدّن تركيبى اسلامى ، نبوغ عنصر ايرانى بانفوذ به متن و سرشت اين فرهنگ و تمدّن نقش اساسى را در ساختار فكرى مسلمانان ، از آن خويش ساخت و خلّاقيّت و نوآورى در همهء رشتههاى علوم و معارف اسلامى و ظهور محقّقان و مؤلّفان و مصنّفان ، معارفى آنچنان متنوّع و ارجمند بوجود آورد كه احصاء همهء آن آثار ، در سيرى اجمالى بيگمان ميسّر نيست . هر چند نام افرادى مانند فارابى ، طبرى ، رازى ، ابن سينا ، أبو ريحان ، غزّالى و خيّام شهرتى جهانى دارد و آراء آنها قبول عامّ و صبغهء احترام همگانى يافته است .
اهميّتى كه دانشوران ايرانى براى زبان تازى و تعليم و تعلّم آن قايل بوده ، آن را به منظور القاء افكار علمى و مقاصد فرهنگى به كار مىگرفتند - علاوه بر آن كه رفتهرفته اكثر ايرانيان به اسلام گراييده و در عقايد و آراء خويش پايدارى و استقامت از خود نشان مىدادند - بر دلايل عمدهء ذيل مبتنى بود :
نخست آنكه قرآن كريم و سنّت - كه اساس اسلام بر آن استوار است - به زبان تازى بود .
دوم اينكه زبان تازى بواسطهء وسعت قلمرو كاربرد و شمول عامّ دينى و بكارگيرى در مقاصد اعتقادى و سياسى و اجتماعى و توانايى بيان موضوعات علمى و ادبى ، نضج و كمال فرهنگى و گسترش واژگانى يافته ، آمادگى آن براى القاء هرگونه معنى و مقصود - خاصّه معانى علمى - از پارسى - كه هنوز مراحل جنينى و نوباوگى را مىگذرانيد - بيشتر بود .
سوم آنكه در عالم اسلام و در ميان مسلمانان زبان عربى ، رسمى و همگانى بود و از اين رهگذر وسيلهء انتقال دانش و فرهنگ و عامل انتشار افكار و انديشههاى ايرانيان و نفوذ و رسوخ فرهنگى آنان در ميان ساير ملّتهاى مسلمان و در نتيجه حامل تمدن و فرهنگ ايرانى و موجب اشاعه و گسترش آن به ديگر قلمروهاى جغرافيايى بشمار مىآمد . چنانكه نام « ابن مقفّع » [ 106 - 142 ق ] مترجم كليله و دمنه و صاحب آثارى از قبيل « ادب الكبير » و « ادب الصغير » و « أبو جعفر محمّد بن جرير طبرى [ 225 - 310 ق ] - صاحب تاريخ و تفسير معروف - كه از وى سخن خواهيم گفت و أبو حنيفه احمد بن داوود دينورى صاحب « أخبار الطوال » و ديگر آثار ، خاصّه كتاب « النبات » كه از
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٨٦