تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
و گاهى به جاى اين جواب كلمهء « فبها » در متون ديده مىشود مانند : اگر زر من بازدهى فبها و الّا هم‌اكنون پيش عضد الدوله روم . 40 اين كلمه از عربى گرفته شده و در اين حديث ديده مىشود : من توضّأ يوم الجمعه فبها و نعمت . 41 21 . افزودن باء بر سر فعل منفى براى تأكيد مانند : فرمان خداى را به سوگند تو بندهم ص 45 . مانند اين بيت از سعيدهء طائى :
غم مخور اى دوست كاين جهان بنماند * آنچه تو مىبينى آن‌چنان بنماند
22 . فاصلهء ميان ادات استمرار و فعل مانند : مى بدروغ داشتند ص 20 . و نظير اين بيت :
گر عزيزست جهان و خوش زى نادان * سوى من بارى مى ناخوش و خوار آيد 42
23 . جمع بستن جمعهاى عربى با علامت جمع فارسى مانند : از ميان آن عبّادان و زهّادان ص 205 ؛ اندر اخبارهاى صحيح آمده است ص 161 نظير :
بكن صابرى در همه كارها * نظر كرد بايد به اخبارها 43
24 . فاصله ميان « مه » علامت نهى و فعل مانند : مه ريزيد خونهاى شما و مه بيرون كنيد ص 86 . و در اين بيت نيز اين فاصله ميان « مه » علامت نفى و فعل ديده مىشود :
چه نيكو گفت با جمشيد دستور * به نادانان مه شيون باد و مه سور 44
25 . به كار بردن « راء » مفيد معنى علت مانند : هر مجلدى يك سبع تخفيف را ص 7 نظير :
چو پيش شاه شد آزاده رامين * نيايش را دو تا شد سرو و سيمين 45
26 . جمع ميان « را » و « از بهر » مانند : از بهر برزيگرى را ص 56 . در تفسير كشف الاسرار نيز آمده : از بهر تصحيح اعتقاد اهل ايمان را . 46 . انورى گويد :
هر آن مثال كه توقيع تو بر آن نبود * زمانه طى نكند جز براى حتى را 47
27 . به كار بردن « باء » مفيد معنى صفت مانند : پس خداى عزّ و جلّ او را براند و بلعنت كرد ص 48 . نظير بحاصل ، به هوش ، بخرد ، بنفرين است . سعدى نيز گويد :
چون بريش آمد و بلعنت شد * مردم‌آميز و مهرجوى بود 48
28 . مطابقت صفت با موصوف در جمع بودن مانند : حديث ملوكان كافران ص