يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ
و الذى خلق
مِنْ قَبْلِكُمْ
.
طبرى : آنكه بيافريد شما را و آنكسها كه پيش از شما ص 22 .
كشف الاسرار : آن خداوند كه شما را او آفريد و ايشان را پيش از شما بودند ص 96 .
فعل « بودند » در جمله ديده نمىشود و در فارسى وجود آن لازم مىنمايد .
4 .
وَ إِذْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ .
طبرى : و چون بداديم موسى را كتاب و جدا كردن ص 24 .
كشف الاسرار : و داديم موسى را نامه و آنچه به آن حق از باطل جدا شود ص 181 .
فرقان معنى مصدرى آن منظور نيست ، بلكه به معنى اسم فاعل است يعنى جداكننده كه اطلاق بر قرآن مىشود كه حق را از باطل جدا مىكند .
5 .
ادْعُ لَنا رَبَّكَ . *
طبرى : بخوان ما را خداوند تو ص 78 .
كشف الاسرار : خداوند خويش را خوان ص 220 .
در جملهء اوّل « را » علامت مفعول صريح وجود ندارد ولى « را » كه ترجمهء « لام » حرف جر است چون در اصل بوده ، در ترجمه هم آمده است .
6 .
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ . *
طبرى : اگر بودند دانند ص 59 .
كشف الاسرار : اگر دانندى ص 284 .
در جملهء اول « بودند » ماضى است « دانند » مضارع و از تركيب اين دو معنى صريحى به دست نمىآيد و فقط ترجمهء تحت اللفظى صورت گرفته تا امانت در ترجمه ملحوظ شود ولى در جملهء دوم اين نكته منظور شده كه مضارع وقتى با « كان » تركيب شود ، مفيد معنى ماضى استمرارى است . مثلا « كان يذهب » يعنى مىرفت لذا در جملهء دوم ياء استمرار در آخر فعل ماضى ديده مىشود .
7 .
قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ . *
طبرى : همچنين گفت آن كسها كه نه دانند ص 100 .
كشف الاسرار : گفتند ايشان كه نادان محضاند ص 320 .