تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ
و الذى خلق
مِنْ قَبْلِكُمْ
. طبرى : آن‌كه بيافريد شما را و آن‌كسها كه پيش از شما ص 22 . كشف الاسرار : آن خداوند كه شما را او آفريد و ايشان را پيش از شما بودند ص 96 . فعل « بودند » در جمله ديده نمىشود و در فارسى وجود آن لازم مىنمايد . 4 .
وَ إِذْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ .
طبرى : و چون بداديم موسى را كتاب و جدا كردن ص 24 . كشف الاسرار : و داديم موسى را نامه و آنچه به آن حق از باطل جدا شود ص 181 . فرقان معنى مصدرى آن منظور نيست ، بلكه به معنى اسم فاعل است يعنى جداكننده كه اطلاق بر قرآن مىشود كه حق را از باطل جدا مىكند . 5 .
ادْعُ لَنا رَبَّكَ . *
طبرى : بخوان ما را خداوند تو ص 78 . كشف الاسرار : خداوند خويش را خوان ص 220 . در جملهء اوّل « را » علامت مفعول صريح وجود ندارد ولى « را » كه ترجمهء « لام » حرف جر است چون در اصل بوده ، در ترجمه هم آمده است . 6 .
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ . *
طبرى : اگر بودند دانند ص 59 . كشف الاسرار : اگر دانندى ص 284 . در جملهء اول « بودند » ماضى است « دانند » مضارع و از تركيب اين دو معنى صريحى به دست نمىآيد و فقط ترجمهء تحت اللفظى صورت گرفته تا امانت در ترجمه ملحوظ شود ولى در جملهء دوم اين نكته منظور شده كه مضارع وقتى با « كان » تركيب شود ، مفيد معنى ماضى استمرارى است . مثلا « كان يذهب » يعنى مىرفت لذا در جملهء دوم ياء استمرار در آخر فعل ماضى ديده مىشود . 7 .
قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ . *
طبرى : همچنين گفت آن كسها كه نه دانند ص 100 . كشف الاسرار : گفتند ايشان كه نادان محض‌اند ص 320 .