فراوان است و براى كسانىكه در دستور زبان و سبك متون كار مىكند ، بسيار سودمند است و اكنون به برخى از آنها اشاره مىكنيم :
1 . افزودن ياء مصدرى به اسم فاعل و ارادهء معنى مصدر كردن مانند : و بداند آن كسانى كه منافقى كردند ص 263 . و همچنين : بل كه نفرين كردشان خداى به كافرى ايشان ص 87 .
سنائى گويد :
به مارماهى مانى نه اين تمام و نه آن * منافقى چه كنى مار باش يا ماهى 29
2 . افزودن « يت » مصدرى به مصدر عربى مانند : و اين ولهان با اين وسواس هميشه بغضبيت است ص 14 .
نظير : اصطفائيت و اجتبائيت در كشف الاسرار 30 .
3 . حذف علامت تفضيل مانند : اكنون هيچجا پرنعمت از مكه نيست ص 108 يعنى پرنعمتتر .
4 . آوردن حرف نداى عربى در سياق پارسى مانند : يا مردمان بپرستيد خداى شما را ص 22 .
منوچهرى گويد :
الا يا خيمگى خيمه فرو هل * كه پيشاهنگ بيرون شد ز منزل 31
5 . كاف تصغير براى تقليل مانند : او را چيزكى دادندى و تيماركى داشتندى .
6 . كه موصول با ياء مجهول مانند : هركى جملهء قرآن بخواند ص 7 . در نثر و نظم متأخران « هاء بيان حركت ماقبل » جاى ياء مجهول را گرفته است .
7 . فعل متعدّى از « فرموشيدن » مانند : يا بفراموشانيم آن را ص 99 . فعل فرموشيدن كه لازم است در ويس و رامين به كار رفته است :
كه شهر و راه مينو را مفروش * سخنهايم به گوش داد بنيوش
نفرموشم ز دل ياد تو هرگز * نه روز رام نه روز هزاهز 32
8 . آوردن فعل مفرد براى كلمهء « مردم » مانند : چون مردم بميرد هيچ كار را به كار نيايد ص 13 .
لبيبى گويد :