كاروانى همى از رى به سوى دسكره شد * آب پيش آمد و مردم همه بر قنطره شد 33
9 . آوردن فعل شرطى به صيغه ماضى استمرارى ناقص مانند : واگرنه بازداشت خداى استى مردمان را برخى از ايشان به برخى تباه شدى زمين ص 148 .
اينگونه افعال « استى » كه به گفتهء مقدسى در احسن التقاسيم خاص زبان نيشابوريان بوده است ، پس از ادوات تشبيه و شك و تمنى و ترجى درمىآمده است .
ناصر خسرو را قصيدهاى است بدين مطلع :
بينى آن ياد كه گويى دم يارستى * ياش بر تبت و خر خيز گذارستى 34
كه در همهء ابيات آن اينگونه افعال به كار رفته است .
10 . تكرار يك فعل در چند جملهء متوالى : و از فرزندان آدم آفريد و نه از چهارپايان و دد و دامهاى ديگر آفريد ص 13 . اينگونه تكرار در نثر متأخران كمتر ديده مىشود .
11 . مصدر تام پس از افعال اراده و قدرت و لزوم ( خواستن ، توانستن ، يارستن ، بايستن ) مانند : شما را از بهشت بيرون خواهد كردن ص 52 ؛ به بهشت اندر نتوانست شدن ص 51 ؛ هيچ آدمى آنجا نيارست رفتن ص 40 ؛ مرين را ببايد پذيرفتن ص 76 .
شيوهء متأخران آن است كه در اين موارد مصدر را مرخّم آورند يعنى نون آن را حذف كنند .
در قديم هم مصدر مرخّم به كار مىرفته است مانند :
گر مكافات بدى اندر طبيعت واجبست * چون تو از دنيا چريدى او ترا خواهد چريد
گرچه يزدان آفريند مادر و پستان و شير * كودكانرا شير مادر خود همى بايد مكيد 35
و هم مصدر تام مانند :
كه من زنگ از گهر خواهم زدودن * بكينه رستخيز او را نمودن 36
12 . به كار بردن اسماء ستّه مانند عربى در سياق فارسى مانند : تا ذو القعده بگذشت و ذو الحجّه اندر آمد ، ده ماه ديگر از ماه ذى الحجّه ص 66 .
در عربى ذو از اسماء ششگانه است كه در حالت فاعلى با واو « ذو » و در حالت مفعولى با « الف » « ذا » و در حالت اضافى با « ذى » به كار برده مىشود . در دو جملهء بالا اين امر رعايت شده . ذو القعده و ذو الحجّه حالت فاعلى دارد ولى ذى الحجّه حالت اضافى .