13 . حذف ياء نكره مانند : دشمن هويدا در ترجمهء عدوّ مبين ص 133 . درين گونه موارد ، كسرهء اضافه را به اشباع تلفظ مىكردند تا معنى تنكير از آن فوت نشود .
14 . به كار بردن اسم به جاى صيغهء مبالغه مانند : عرب مردمانى خورنده بودند ص 120 . زيرا به جاى اكول عربى قرار گرفته نه آكل . معمولا در زبان فارسى معنى مبالغت بايد با افزودن كلماتى مانند « پر » ، « بسيار » ، « فراوان » فهمانده مىشده . چنان كه امير معزى گويد :
هامون نوردى تيزرو اندكخور و بسيار دو * از آهوان برده گرو در پويه و در تاختن 37
15 . تكرار نشانههاى مفعول صريح ( مر - را ) مانند : و لكن پيغامبر عليه السّلام مر كافران را و مر آن جهودان را گفت ص 26 . ناصر خسرو نيز گويد :
همى تا كند پيشه عادت همىكن * جهان مر جفا را تو مر صابرى را 38
16 . مطابقت صفت و موصوف در تأنيث در سياق فارسى مانند : ومه بزنى كنيد زنان كافره را .
اينگونه مطابقت در فارسى لزومى ندارد گذشته از اينكه كافر اسم جنس است و شامل مرد و زن هر دو مىشود .
17 . استعمال كلمهء « بر » براى زيان مانند : ابليس بدين سخن حجت بر خويشتن آورد ص 48 . در عربى براى افادهء معنى ضرر از كلمهء « على » استفاده مىشود . همين كلمهء « بر » فارسى با « على » عربى باهم تركيب شده و به ضمير مفردى پيوسته و به صورت « برعليه » درآمده است و اكنون در زبان فارسى به كار مىرود . از همين جهت « برله » را غلط مىدانند .
18 . به كار بردن فعل از مصدر « فريباندن » مانند هشيار باشيد كه شما را نفريباند ص 51 .
19 . جمع بستن اسم جمع مانند : كه قومان ايشان گوسالهپرست شده بودند ص 71 . در عربى هم به اقوام جمع بسته مىشود .
20 . حذف جواب شرط مانند : اگر خاموش باشى و الّا ترا بكشم ص 69 ، نظير اين بيت :
اگر بار خرد دارى وگرنى * سپيدارى سپيدارى سپيدار 39