198 . و قصهاى اميران مؤمنان كه بودند ص 6 .
اين امر در متون قديم بسيار به چشم مىخورد مانند : كودكان پدرمردگان ، ترسايان پيشينيان ، و پيغامبران برتران 49 . منوچهرى گويد :
نشستند زاغان به بالينشان * چنان دايگان سيه معجزان 50
29 . به كار بردن « ماندن » در معنى متعدّى مانند : اگر بماند خواستى در ترجمهء « ترك خيرا » ص 116 . نظير اين بيت :
چو گنج و دفينت به فرزند ماندى * به فرزند اين ماند و آن محمّد 51
مطلبى را كه ناچاريم يادآور شويم اين است كه مترجمان تفسير طبرى كمال احتياط را در ترجمه بهجا آوردند و از خود كلمهاى نمىافزودند و بقدرى در اين امر مبالغت مىكردند كه چهبسا جمله از روش و شيوهء عادى خود خارج مىشد و به دشوارى معنى و مفهوم را مىرساند . براى نشان دادن اين نكته چند مورد را ذكر و سپس همان ترجمه را از تفسير كشف الاسرار و عدة الابرار نقل مىكنيم و كاملا آشكار مىشود كه در آن تفسير اين اندازه لفظ فداى معنى نشده است . البتّه بايد در نظر داشته باشيم كه در نثر طبرى رايحهء نثر پهلوى كه از خصايص آن ايجاز است ، استشمام مىشود در صورتى كه نثر كشف الاسرار دورههايى از تحول و تطور را گذرانيده و آثار پختگى بيشترى در آن نمايان است .
1 . حذر الموت .
طبرى : بيم مرگ ص 21 .
كشف الاسرار : از بيم مرگ ص 76 .
كلمه « حذر » مفعول است و در فارسى بايد كلمه « از بهر » ، « از جهت » ، « از براى » ، « از » ، به آن افزوده شود .
2 . مما نزلنا على عبدنا .
طبرى : از آنچه بفرستاديم بر بنده ما ص 22 .
كشف الاسرار : از آنچه فروفرستاديم بر رهى و بنده خويش ص 96 .
به طوريكه ملاحظه مىشود در موردى كه معمولا در زبان فارسى بايد ضمير مشترك به كار رود ضمير شخصى به كار رفته است .