158 ق يعنى سال وفات منصور به خلافت نشسته است .
رسم الخط كتاب مانند بيشتر متون كهن فارسى است و معمولا به جاى گ و پ يعنى كاف و باء فارسى ، ك و ب به كار برده شده ولى در برخى موارد مصحّح محترم رعايت فارسى بودن را نكرده است . مثلا در ص 13 آمده : « صورتى بىجان اوكنده » . و مىبايد « اوگنده » تلفظ شود . و همچنين در ص 77 آمده : « گفتيم ايشان را بباشيد كبيان » مىبايد « كپيان » تلفظ شود . رودكى گفته است :
شب زمستان بود و كپى سرد يافت * كرمكى شبتاب ناگاهى بتافت
و چون اين كتاب را خواص و عوام مىخوانند بهتر بود كلماتى مانند سليمن ص 39 ، ابراهيم ص 59 ، السلم ص 54 مطابق رسم الخط امروزى سليمان و ابراهيم و السلام ضبط مىشد تا عوام دچار اشكال نشوند و اين نكتهء رسم الخطى را در مقدمه براى خواص يادآورى مىكردند و نيز در كلماتى كه حروف فارسى تلفظ عربى داشته مانند تلخ كه به صورت طلخ ص 3 و سرخ كه به صورت صرخ ص 57 درآمده ، رعايت اين نكته مناسب مىنمود .
بسيارى از لغات زيباى فارسى در اين كتاب به كار رفته كه برخى از آنها يادگارى از زبان كهن ايران يعنى زبان پهلوى است مانند :
نيوكوتر ص 104 كه در پهلوى نيوكوك بوده و در فارسى نيكو شده .
نبشتن ص 5 كه در پهلوى نپشتن بوده و در فارسى نوشتن شده .
گردوك ص 57 كه در پهلوى ورتوك بوده و در فارسى گردو شده .
مزغ ص 57 كه در پهلوى مزگ بوده و در فارسى مغز شده ، در تفسير كشف الاسرار نيز « يا اولى الالباب » به « اى زيركان خداوندان مزغ » معنى شده است . 9
پول ص 92 كه در پهلوى پوهل بوده و در فارسى پل شده . فخر الدين گرگانى گويد :
بروزت شير همراه و بشب غول * نه آبت را گذر نه رود را پول 10
سه ديگر ص 7 كه در پهلوى ستگير بوده ، بوده به معنى سوم . ناصر خسرو گويد :
نيابد هگرز آن سه مهمان چهارم * نه اين دو كبوتر بيابد سه ديگر 11
در زبان فارسى وقتى مىخواهند سه چيز را به ترتيب ذكر كنند ، اوّل ، ديگر و