تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
لغات » واژه‌هاى ياد شده « عربى عجمى ، و حبشى عربى ، و . . . » هستند و مىافزايد كه : « بايد براى يافتن منشأ نفوذ اين لغات در زبانها از پى دليلى كاويد كه قطع آخرين باشد و هاله‌هاى شك و شبهه را از آن بسترد » ، معذلك نه تنها از نظر سرگذشت لغات و بحثهاى به اصطلاح « فيلولوژى و اتيمولوژى » هيچ‌گونه دليل و حجت و برهانى را ارائه نمىكند ، حتى دستش از شواهد احتمالى توارد لغات نيز تهى است و هيچ‌گونه دستاويزى جز اطناب و تكرار معانى در اختيار ندارد ؛ ولى علىرغم آن ، سخنان بدون دليل و شاهد او سر از يك امر قطعى بر مىآورد كه در قرآن هيچ لغتى وجود ندارد كه حتى در ريشه‌هاى دوردستش از فضا و حيطهء عربيت بيرون باشد . و شايد طبرى از آن‌رو كه مىديد براى فهم لغات قرآن به معاجم و فرهنگهاى لغوى بيگانه نيازى نيست ، درصدد انكار لغات غير عربى در قرآن برآمد .

اشتباهى تاريخى كه به لغزش ديگران بارور گشت

قبلا با كمال تواضع اعتراف خود را بر عجز و ناتوانى براى جولان ، حتى بر زاويه‌اى از سمات و خصوصيات شخصيت و آثار او ، به مطالعه‌كنندگان عزيز تقديم داشتم و با اينكه جسارت ورزيدم و گوشه‌اى از يك بخش از مقدمهء مبسوط تفسير او را آماج انتقاد ضعيف خويش قرار دادم و به سوى آن با بنانى لرزان نشان رفتم ، اكنون با بيانى قاصر و خامه‌اى فاتر قصد يكى ديگر از زواياى تفسيرش را مىكنم و در اين راه عصاكشم يادداشت يكى از نويسندگان معاصر بوده است . اين مطلب مربوط به آيهء 114 سورهء بقره است كه خداوند متعال مىفرمايد :
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعى فِي خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ .
كيست ستمكارتر از كسى كه مانع از ذكر نام خدا در مساجد و پرستشگاهها مىشود و در ويرانى آنها مىكوشد ؟ آنان را نشايد جز در حالى كه بيمناك‌اند بر آنها درآيند . براى آنها در دنيا خوارى و ذلت و در آخرت عذابى بزرگ در پيش است .