و يا شيشهء چراغ ، « الدّرّىّ » به معنى مضيئ و روشنايى آفرين ، « ناشئة » - كه ابن عباس گفته است « نشأ » - يعنى از شب برخاست ، « كفلين » به معنى دو چندان ، و « قسورة » به معنى شير است .
9 . به زبان نبطى :
در اين زبان « سينين » به معنى خوش و نيكو است .
10 . به زبان قبطى ( مصرى كهن ) :
در اين زبان « الآخرة » در « الملّة الآخرة » به معنى « اولى » ( ملت و امت پيشين ) است - و قبطيها « الآخرة » را بر « الأولى » و « الأولى » را بر « الآخرة » اطلاق مىكردند - ، « وراء » در « وراءهم ملك » به معنى پيشرو ، « اليمّ » به معنى دريا ، و « بطائنها » به معنى ظواهر و رويههاى آن است . 92
اينها نمونههايى چند از لغاتى است كه به عنوان معرّبات قرآن كريم در مصادر مختلف معرفى شدهاند و ميان دانشمندان بزرگ در دخيل بودن آنها نسبت به زبان عربى كمترين اختلافى وجود ندارد . اما طبرى بدون اينكه سند تاريخى براى اثبات نظريهء خود ارائه كند اينگونه نمونههاى منسوب به زبانهاى ديگر را مصاديق توارد لغوى برشمرده كه عرب و فارس و حبشى و يونانى و رومى و هندى و قبطى و نبطى در تكلّم به آنها و استفادهء معانى متوافق از آنها ناخودآگاه از ديرباز به توافق رسيده بودند ، و اصالت اين لغات در عربيت كاملا محفوظ است .
سخن ابن عطيه در اين مقام شايستهء ذكر است . او مىگويد :
« . . . بلكه عربهاى عاربه و تازيانى كه از خلوص در عربيت از نظر زبان برخوردار بودند ، عربى كه قرآن كريم به زبان آنها نازل شده احيانا از طريق تجارتها انس و آشنايى نسبت به زبانهاى ديگر به هم رساندند ، عربها با رحلههاى قريش و كوچشهاى مسافران از قبيل سفر ابى عمرو به شام ، سفر عمر بن خطاب ، سفر عمرو بن عاص و عمارة بن وليد به سرزمين حبشه و سفر اعشى به حيره و مصاحبت و گفتگوى او با نصارى - با توجه به اينكه اعشى به عنوان يك حجت و الگو در زبان عربى به شمار مىرود - اين رحلهها و سفرها مجرايى براى آشنايى عرب به زبانهاى ديگر و داد و ستد لغات بوده است . عربها به سراسر اين واژههاى بيگانهء
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦٩