تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
نيز ابى عبيده اثر پذيرفته است ؛ چرا كه : شافعى در همان باب كتاب ياد شده مىگويد : و قد تكلّم فى العلم من لو امسك عن بعض ما تكلّم فيه لكان الامساك اولى به [ و اقرب من السّلامة له ] . فقال قائل منهم : انّ فى القرآن عربيّا و اعجميّا ، و القرآن يدلّ على انّه ليس فى كتاب اللّه شئ الّا بلسان العرب و وجد قائل هذا القول من قبل ذلك منه تقليدا له و تركا للمسألة عن حجّته و مسألة غيره ممّن خالفه ، و بالتّقليد اغفل من اغفل منهم ، و اللّه يغفر لنا و لهم . 89 در علم و دانش دينى كسانى زبان به سخن گشودند كه اگر از پاره‌اى سخنان خوددارى مىورزيدند اين امساك و خوددارى نسبت به آنها سزاتر مىنمود ، و براى مصونيت آنها مناسب‌تر به نظر مىرسيد . يكى از آنان مىگفت : « در قرآن واژهء عربى و عجمى وجود دارد » . در حالى كه خود قرآن به اين حقيقت رهنمون است كه در كتاب خدا چيزى جز به زبان عرب نيست . و قائل اين سخن [ كه در قرآن واژه‌هاى غير عربى وجود دارد ] عبارت از كسى است كه اين سخن را از روى تقليد پذيرا شد و دربارهء اين مسأله و مسائل ديگر از پى دليل نرفت . با تقليد است كه بىخبران از اين دسته دانشمندان به غفلت و بىخبرى دچار آمدند ! خدا ما و آنها را مورد آمرزش قرار دهاد . ابو عبيده - آن‌گونه كه ابن فارس از او نقل كرده است - مىگويد : انّما انزل القرآن بلسان عربىّ مبين ؛ فمن زعم انّ فيه غير العربيّة فقد اعظم القول ، و من زعم انّ كذا بالنّبطيّة فقد اكبر القول . و ذلك انّ القرآن لو كان فيه من غير لغة العرب شئ لتوهّم متوهّم انّ العرب انّما عجزت عن الاتيان بمثله ، لانّه اتى بلغات لا يعرفونها ، و فى ذلك ما فيه . و ان كان كذلك فلا وجه يقول من يجيز القراءة فى الصّلوة بالفارسيّة ، لانّها ترجمة غير معجزة . و اذا جاز ذلك لجازت الصّلوة بكتب التّفسير ، و هذا لا يقول به احد . 90 قرآن به زبان عربى روشن و عارى از ابهام نازل شده است . بنابراين ، اگر كسى تصور كند در قرآن [ واژه‌هايى ] غير عربى وجود دارد گستاخى كرده و گفتار سنگين و نه درخور واقع بر زبان رانده است ، و اگر كسى بر اين پندار باشد كه فلان كلمه در قرآن به زبان نبطى است سخن را در گستاخى به نهايت رسانده است ، به اين دليل كه اگر در قرآن از زبان غير عرب واژه‌اى وجود مىداشت اين توهّم احيانا براى كسى پديد مىآمد كه عرب از آن‌رو از آوردن سخنى به مانند قرآن احساس ناتوانى كرد چون قرآن همراه خود لغاتى را حمل مىكرد كه عربها را بدانها آشنايى نبوده است . پيدا است كه اين نتيجه