تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
از راه ارتباط عربها با ديگر ملتها ، در زبان آنها راه يافته است . نمونه‌هايى كه از اين پس ملاحظه مىكنيد از كلماتى است كه در قرآن كريم آمده و عربها همزمان با نزول قرآن با آنها مأنوس بوده‌اند و دانشمندان از زمان ابن عباس تاكنون صريحا آنها را واژه‌هايى بيگانه از زبان عربى معرفى كرده‌اند ، به اين شرح : 1 . به زبانى سريانى : در اين زبان « الطّور » به معناى كوه است . 2 . به زبان عربى : در اين زبان كلمهء « هدنا » در « انّا هدنا اليك » به معنى « تبنا » ( به سوى تو بازگشتيم ) ، « طه » به معنى « يا رجل » ( اى مرد ) ، و « اليم » به معنى « مؤلم » ( دردآور ) است . 3 . به زبان رومى : در اين زبان كلمه‌هاى « قسط و قسطاس » به معنى عدل و « رقيم » به معنى لوح است . 4 . به زبان فارسى : در اين زبان « سجلّ » به معنى كتاب و نامه و نوشتار ، « استبرق » به معنى ستبر ، و « سجّيل » به معنى سنگ و گل آمده است . 5 . به زبان اهل مغرب : در اين زبان « مهل » به معنى درد روغن ، « يصهر » به معنى پخته مىشود ، « اناه » در « ناظرين اناه » به معنى پخته شدن آن ، و « أبّ » به معنى گياه خشك بريده شده ( حشيش ) است . 6 . به زبان هندى : در اين زبان « سندس » به معنى پوشش و پارچهء نازك است . 7 . به زبان يونانى : در اين زبان « السرى » به معنى نهر كوچك است . 8 . به زبان حبشى : در اين زبان « مشكوة » به معنى سوراخ ناگدازه‌اى كه چراغ بر وى نهند 91