تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
قصّهء عزير اينچنين تمام نگفته است و اين را از كتب اخبار و تفسير گفتيم . » 28

سنّت ختنه

در ذكر روابط ساره و هاجر زنان حضرت ابراهيم گويد : « . . . و ختنهء زنان را از بهر اين نهادند كه گفتيم دليل بر اين قول پيغامبر است صلى اللّه عليه و سلّم هرچند محمد بن جرير روايت نكرده است و اين حديثى است مشهور كه به مدينه بوقت پيغامبر صلى اللّه عليه زنى بود كه زنان را ختنه كردى و دختران را كه از مادر بزادندى و او را ام عطيّه خواندندى » . 29

توجيهات

بلعمى سعى كرده است كه علّت بعضى از اخبار را بيان كند از آن جمله : چرا ابراهيم را در خواب فرمودند كه فرزند را قربان كند و چرا درين كار به او وحى نفرستادند ؟ در قربان كردن ابراهيم عليه السّلام گويد : پس چون ابراهيم را عليه السّلام اسحق بيامد و بزرگ شد ، و اسماعيل آنجا به مكه بزرگ شد و اسحق پنج ساله شد و ابراهيم با خداى تعالى نذر كرده بود كه اگر مرا پسرى آيد از قبل خداى تعالى قربان كنم . پس پسران بزرگ شدند خداى تعالى ابراهيم را از آن نذر ياد كرد و او را بخواب بفرمود كه آن نذر خويش را وفا كن . و بر اين خواب ابراهيم يكى حكمت است هر چند پسر جرير نگفته است ازيرا كه پيغامبران خداى تعالى گونه گونه بودند از ايشان گروهى را جبريل آمد به وحى و سوى ايشان وحى آورد مشافهه و آن پيغامبران مرسل بودند چنان كه پيغامبر ما عليه السّلام و عيسى و موسى و ابراهيم و نوح صلوات اللّه عليهم اجمعين و گروهى آن بودند كه بخواب ديدندى و هرچه ايشان را از آسمان فرمان آمدى به خواب آمدى و ليكن آن گروه بودند كه ايشان را انبياء خوانند و مرسل نخوانند ، بدين گروه صحف و نبى فرونيامد از آسمان و ايشان را نفرمود كه شريعت نهند و ايشان همه از صحف پيشين كه به پيغامبران آمده بود همى خواندند و هم بر آن شريعت كه از پيش بودى همىرفتندى و آن‌كه مرسلان بودند آن بودند كه هر كسى را از
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 686 | جمعى از نويسندگان