و ملك او و قصّهء او تمام كردى اندرين جاى كه اگر كسى جاى حديث اصحاب الكهف اندرين كتاب بخواهد جايگاهش اين است و نگفته است و ليكن فرودتر ازين بگويد از پس حديث عيسى ، زيرا كه ايشان بوقت اين ملك بگريختند و به كهف اندر شدند و سيصد و نه سال بماندند وز پس عيسى عليه السّلام از كهف بيرون آمدند و همه زمين شام به عيسى گرويده بودند و دين عيسى آشكارا شده بود » . 18
اختصارگويى
محمد بلعمى مترجم تاريخ طبرى بارها به اختصارگويى محمد بن جرير اشاره كرده و اخبارى را كه لازم دانسته در ترجمه افزوده است از آن جمله :
مائدهء آسمانى
در حديث حضرت عيسى گويد : « اكنون محمد بن جرير از اخبار عيسى عليه السّلام چيزى نگفته است و بدان علامت نبوّت او ايدون گفته است : او بيامد سوى بنى اسرائيل به پيغامبرى و سه سال ببود و كس به دو نگرويد و او را بگرفتند و بكشتند و خداى تعالى او را بر آسمان برد و اخبار عيسى و عجايب و حكمتهاى او بيش از اين است كه چنين مختصر بايد گفتن و اخبار او به كتب اخبار انبيا بسيار است و اين مقدار از كار و علامات آيات او كه گفتيم همه از كتب تفسير است نه از اين كتاب و نيز از اخبار عيسى يكى چيز بخواهم گفتن هرچند كه محمد بن جرير نگفته است و اين حديث مائده است كه فرود آمد از بهر عيسى از آسمان و چون اين خبر معروف و مشهور است اندر قرآن و اندر اخبارزى مردمان با عجايب بسيار نه از در آنست كه ناشنيده ماند و ناياد كردن از آن سپس كه خداى تعالى اندر قرآن ياد كرد . . . » 19
مورچه و سليمان
و نيز حديث مورچه با سليمان را كه محمد بن جرير ياد نكرده در تاريخ بلعمى ذكر كرده است و در مقدمهء داستان مؤلف تاريخ طبرى را اندكى سرزنش كرده و گفته :
« بدانكه هر حديثى كه آن نيكوتر است و اندر او آيات قرآن بيشتر است محمد بن