تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠

ترتيب وقايع تاريخى

يكى ديگر از موارد ايراد بلعمى در تقديم و تأخير وقايع است از آن جمله :

حديث ايوبّ و حديث يوسف و حديث شعيب

بلعمى گويد : « محمد بن جرير رحمة اللّه عليه حديث ايوبّ پيش از حديث يوسف كرده است اندرين كتاب و ايدون گفته است كه ايوب به گاه يعقوب بود پيش از يوسف و اين خطاست زيرا كه ايوب بن اموص بن غرييل بن عيص بود و ايدون گفت كه زن ايوب دختر يعقوب ليا بود و اين خبر نه درست است كه يعقوب بزيست تا پسر عيص بزرگ شد ، و دختر او را داد ، و درست آن است كه زن ايوب رحمه بود دختر افرائيم بن يوسف و هم بدين كتاب شعيب را پيش از يوسف گفته است و اين نيز هم خطايى بزرگ است كه شعيب را پيش از يوسف گفته است و شعيب به وقت موسى بود و اندر نبى پيداست من اين هر دو قصه را از پس قصّهء يوسف نبشتم تا بر نظم تاريخ راست بود » . 17

ديانوس و اصحاب كهف

مؤلّف تاريخ بلعمى در حديث اصحاب كهف و جايگاه تاريخى آن گويد : « . . . و اين پسر لوغوس را به زبان يونانى بطليموس خواندندى و معنى آن نام ملك بزرگ بود ، و هر ملكى كه بزرگ بود كه از وى بزرگتر نبود او را بدان زبان بطلميوس خوانند چنان كه تركان به زبان خويش ملك بزرگ را خاقان و هنديان راى و روميان قيصر و عرب تبع و عجم كسرى ، و در روزگار اين بطليموس بيونان علم فلسفه و نجوم و حكمت و طب بسيار شد و سى و هشت سال او پادشاه بود پس بمرد ، پس از او بطليموس ديگر بنشست نام او ديانوس و به اخبار اندر ايدون خواندم كه اين ديانوس آن بود كه اصحاب الكهف از او بگريختند و به كهف اندر افتادند . و اين ملك از لب دجله تا به حد مغرب بدست بطليموسان بماند سالهاى بسيار . دويست و چهل و چهار سال و هر بطليموس كه به مردى ديگرى هم از اهل بيت ملك از يونان همىنشست و چنين درست‌تر است كه محمد بن جرير همى گويد كه اين ديانوس چهل سال به ملك اندر ببود و بايستى كه حديث اصحاب الكهف
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 680 | جمعى از نويسندگان