تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
بار ديدم كه به صورت « طلبيدن » و به سياق مصدر جعلى به كار برده است . « گفت من ترا بنائى كنم كه در روى زمين از مشرق تا مغرب چنان بنائى نباشد . پس ياران طلبيد 111 » و مصدر شينى را بجاى « كشتن » مكرر در مكرر به كار برده . كشش بسيار كرد . كششها نمود « با ايشان جنگ كرد و كشش كرد 42 » گفته است . چنان كه مىتوان گفت همه‌جا بجاى « كشتن » و « كشتار » كلمهء « كشش » را به كار برده .

تكرار افعال

افعال را چنان كه معمول و مرسوم زمان بوده هرجا اراده نموده بىپروا تكرار كرده . و آنجا كه لازم مىنموده فعلى را سه و چهار و گاه پنج بار پياپى آورده است . چنان كه در ص 47 گفته است : « . . . و اين كيكاوس دختر افراسياب كه ملك توران بود خواسته بود و افراسياب آن دختر او را فرستاده بود ، بىخواسته و سالى زمان خواسته بود تا آن مال بفرستد يك دو سال برآمد و هيچ نفرستاد . » جاى ديگر آورده : « اين تور را پسرى آمد او را سپيد اسب نام كرد و او را پسرى آمد سام نام كرد و او را پسرى آمد دستان نام كرد و او را پسرى آمد رستم نام كرد و او را پسرى آمد فرامرز نام كرد . » 23 - همچنين كلمات و افعال ديگر را نظير گشت - بود - كرد - است و ضميرهاى فاعلى را و غيره مكرر تكرار كرده است .

حذف افعال

حذف فعل نيز در دو مورد با قرينه در آن ديده شد . يكى گفته است : « شيرويه كار ملك راست كرد . پس بهر شهرى نامه كرد و گفت بيعت من از سپاه بستانيد و از خويشتن نيز . » 255 ديگر بار گفته است : « اگر سپاه تو از عدد چند كنجد است عدد سپاه من چند سپند است و سپندان تيز بود و كنجد چرب و شيرين بود و سپندان تلخ بود و بيمزه و تو چيزى به من فرستادى كه در جهان از آن چرب‌تر و من به تو آن فرستادم كه از زمين از آن تلختر و تيزتر نيست » و ر ك ص 73