تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
ياهاى مجهول - در تاريخ بلعمى مانند همه آثار دورهء سامانيان اقسام ياء مجهول در آخر افعال و بتعداد بسيار ديده مىشود . از ياء استمرارى و مطيعى و شرطى و تمنائى و شك و ترديد و تشبيه و غيره . چنان كه گاه در آخر افعال براى استمرار به كار رفته است . بيشتر جانشين لفظ « مى » و « همى » باشد . مانند : « بيشترين علماء ايدون گويند اندر تاريخها كه ديو و پرى اول آشكار بودند بر بنى آدم و يكديگر را ديدندى و دوستى و دشمنى داشتندى و جنگ ظاهر بودى تا وقت نوح ( ع ) 1424 » - مثال ديگر : گويند آن زنى بوده است پادشاه و بلايگى كردى و هر شبى مردى آوردى و بامداد بكشتى 15 » و گاه براى شرط و تمناست . چنان كه در اين عبارت آمده : « پيغامبر عمر را گفت اگر ما عبد اللّه را بر سر آن چاه كشتمانى امروز ما را شرم بودى از آن مردمان » ( سبك‌شناسى بهار ج 1 ص 349 ) مثال ديگر : گفت اين كار جرجيس جادوئى نيست كه اگر جادوستى مرده زنده نتوانستى كرد » ، يعنى اگر جادو مىبود يا جادو باشد . ( به نقل از سبك‌شناسى ج 1 ص 351 ) همچنين بر سر افعال بلعمى مكرر لفظ « مى » و « همى » آورده و گاهى نيز آنها را با ياء مجهول جمع كرده است . بايد دانست ذكر انواع افعال و اقسام آن و شرح همه ياهاى مجهول از آنچه در بلعمى آمده است درخور بحثى مستوفى است و بايد خيلى بيش از اين دربارهء آن سخن گفت كه با قلت به حال و كثرت اشتغال فعلا ميسر نيست .

آمدندش - ديدنش

بلعمى در بيشتر موارد بجاى « او » ضمير منفصل سوم شخص ، « ش » ضمير متصل مفعولى را به كار گرفته است . مانند : آمدش - دادش - آمدش - ديدش - فرستادش - ديدندش - خواندندش پس او هنوز كودك بود كه سيامك از جائى همىآمد . به راه ديوان و پريان ديدندش و پذيره آمدندش 17 مثال ديگر : آن دختر را وقت زادن نزديك آمد پسرى آمدش مانند پدر 49 - تاجى دادش از زر 51 .